شهيد چمران؛ بنيانگذار خوداتكايي
شهيد چمران؛ بنيانگذار خوداتكايي
خوداتكايي صنعتي، تفكري نبود كه تازه مطرح شده باشد و يا گفته افراد جديدي باشد؛ از ابتداي تاريخ هم، همه اقوام بهدنبال آن بودند كه همه چيز را خود توليد كنند.
اين امر مخصوصاً در ايجاد جنگها و زمان برخوردها بسيار مهمتر ميشد؛ مخصوصاً صنايع نظامي يا دفاعي و جنگي بود كه بر مهم بودن اين امر تاكيد داشت.
از روزي كه مثلاً يك قوم يا قبيله، به سلاح يا وسيلهاي دست مييافت، بقيه كشورها هم سعي داشتند رمز توليد آن را فرا گيرند و براي اين كار، هزينههاي زيادي هم پرداخت ميكردند. وقتي چينيها باروت را اختراع كردند و تفنگ كمكم جاي شمشير را ميگرفت، نهضت مهمي در جهان به نام «مردانگي» بهوجود آمد. در ايران باباشملها وداش مشديها بهوجود آمدند، در ژاپن ساموراييها و در اروپا، دنكيشوتها بودند! فرهنگ آنها، اهميت دادن به شمشير به جاي تفنگ بود. آنها استفاده از تفنگ كه از راه دور افراد را ميكشت را نامردي ميدانستند و كشته شدن با قمه يا شمشير را مردانگي ميشمردند! اما اين فرهنگ تا موقعي بود كه خوداتكا نشده بودند، به محض اينكه فرهنگ استفاده از تفنگ براي اين كشورها بومي ميشد، ديگر اثري از اين مردانگيها و شعارهاي مردانه نبود. يعني ميتوان گفت؛ توجيه عدم توانايي و دسترسي به فنآوري توليد، به اين شكل فرافكني ميشد و به محض دسترسي به اين سلاحها، قوم «دليران» به مسخره گرفته ميشد و فرهنگ آنان پايان يافته تلقي ميشد.
در ايران نيز قوميتگرايي، تقريباً از زمان صفويه شروع شد و دليل آن، دستيابي صفويه به سلاحهاي آتشين بود؛ در حاليكه قوميتها به چنين توانايي دست نيافته بودند؛ لذا با اينكه ظاهراً تابع دولت مركزي بودند؛ ولي هميشه به دنبال دست يافتن به سلاح آتشين بودند. شايد بتوان گفت اقوام به درجهاي از آگاهي رسيده بودند كه سلاح آتشين را ناموس خود ميشمردند تا هركس به اهميت يادگيري و كار با آن پي ببرد. حماسههاي فراواني در اين زمينه خلق شد و ميشود؛ گرچه اكنون اين حماسهها، افسانه به نظر ميرسد، اما به هر حال، اهميت خودكفايي را نشان ميدهد. امروزه ممكن است اين روشها قديمي باشد، لذا از روشهاي جديدي استفاده ميشود. البته يكي از روشها، اعطاي علم از سوي كشورهاي پيشرفته است؛ اما كشورهاي پيشرفته به رسالت خود عمل نكردند و آنچه را كه كشورهاي توسعهنيافته لازم داشتند، به آنها ندادند. دكتر چمران وقتي اين موضوع را ديد، از دانشگاه به كلي بريد و به لبنان رفت و هنرستان صنعتي ايجاد كرد و همه علوم و دانش خود را در اختيار شيعيان جنوب لبنان گذاشت كه نتيجه آن، موشكهاي دوربرد امروز حزبالله لبنان است كه بهسوي اسراييل شليك ميشود. وي سپس به ايران آمد و تجربيات كامل خود را در اختيار ارتش و سپاه قرار داد كه امروز ما آن را در ماهواره اميد مشاهده ميكنيم. البته اين ذوق شهيد چمران از كودكي با او بود. وي كه نزد پدرش در سرپولك تهران كار ميكرد؛ ميديد كه پدرش براي تهيه يك قطعه كوچك دستگاه بافندگي اش كه ساخت آلمان بود ، چه جاهايي كه نميرود، لذا آن را طراحي و ساخت و از راه فروش آن، درآمد بالايي را كسب كرد. اين بود كه شيريني خودكفايي وخود اتكايي صنعتي را از كودكي ونوجواني تجربه كرد. واين شيريني را به ملتهاي ستمديده جهان اهدا نمود
سيد احمد حسيني ماهيني
