تبليغاتX
ماهین نیوز - اقتصاد رمضاني

ماهین نیوز

اخبار تحلیلی

اقتصاد رمضاني

اقتصاد رمضاني

«رمضان» فقط يك اعتقاد نيست، بلكه يك زندگي، يك دستور‌العمل و يك حيات طيبه است. اعتقادي است كه به شدت به زندگي نزديك و با آن عجين شده است. رمضان، ديدگاهي اقتصادي دارد كه در آن، مصرف انسان‌ها تنظيم و تعديل مي‌شود. براساس تئوري‌هاي اقتصادي، اقتصاد علمي است كه بين منابع محدود و نيازهاي نامحدود انسان رابطه برقرار مي‌كند. اين رابطه گاه قهري، گاه ظالمانه و گاه انسان‌‌‌‌دوستانه است. اما به هر حال برقرار مي‌شود. مثلاً سرمايه‌داري طرفدار تقسيم ظالمانه منابع بين انسان‌هاست. هركس سرمايه بيش‌تري دارد، بايد استفاده بيش‌تري ببرد و بقيه مردم كه سرمايه ندارند، حتي حق زندگي ندارند. قانون جنگل است، قوي‌تر هميشه قوي مي‌شود و ضعيف‌تر هميشه ضعيف. كسي نبايد در اين رابطه ترحم نشان دهد. رحم بر فقرا، باعث از بين رفتن سرمايه‌داران مي‌شود و احساس امنيت را در سرمايه‌داران از بين مي‌برد؛ زيرا مردم، دو طبقه بيش‌تر نيستند: يا سرمايه‌دار هستند يا سرمايه‌دار نيستند و كساني كه سرمايه‌دار نيستند، بايد به شدت كار كنند تا زندگي روزمره خود را بگذرانند. اگر غير از اين باشد، آن‌ها كار نمي‌كنند، تنبل بار مي‌آيند و تن‌پرور و گدا مي‌شوند، چرخ توليد نمي‌چرخد و سرمايه‌دار سود نمي‌برد. لذا سرمايه خود را برداشته و به مكان ديگري مي‌رود. سرمايه، بسيار سيال‌تر و فرّارتر از هوا و گاز است. فقط به جايي مي‌رود كه آمادگي داشته باشد، زمينه باشد و خلاء وجود داشته باشد، وگرنه فرار مي‌كند و چون حمايت از سرمايه‌داري فقط در سركوب كارگران و حقوق‌بگيران است، لذا هر روز فاصله بين دو طبقه افزايش مي‌يابد. طبقه مرفه و بهره‌مند هر روز بهره‌مندتر مي‌شود و طبقه كارگر و فرودست هر روز فرودست‌تر مي‌شود و نمي‌توان از فروپاشي آن در نهايت امر جلوگيري كرد.

تقسيم قهري ثروت، بر اساس ارث و ميراث، افسانه‌ها و تئوري‌هاي گنج‌يابانه استوار است. بسياري از خانواده‌ها در طول ساليان سال در تمامي كوران‌هاي تاريخي، زندگي ثابت و مشخصي داشته‌اند. تقريباً مي‌توان گفت مانند عقايد زرتشتيان، انسان‌ها بر اساس طبقات مختلف بيشه‌وران، موبدان، سپاهيان و كشاورزان به دنيا مي‌آيند و از دنيا مي‌روند. كشاورز، هميشه كشاورز باقي‌ مي‌ماند و نجيب‌زاده، هميشه نجيب‌زاده باقي خواهد ماند.

خانواده سلطنتي انگليس، هلند، نروژ، حتي كشورهاي عربي چون مغرب، اردن و يا امپراطوري ژاپن، همگي به اين امر تكيه دارند تا افسانه‌وار عده‌اي در زندگي مرفه‌ فرو رفته باشند. تعرض به اين عده، دزدي و خيانت محسوب مي‌شود و هيچ ‌كس حق اعتراض ندارد. اين هاله‌ي مقدس كه اطراف خانواده سلطنتي و امپراطوري را گرفته، كم‌كم در دولت‌هاي مردمي هم نفوذ خود را پيش مي‌برد. در واقع بسياري از جمهوري‌ها يا دموكراسي‌هاي اخير نيز به دنبال هاله‌‌اي ناشناخته در اطراف خود هستند؛ به طوري كه اكنون بيش از دويست سال است كه رييس‌جمهور آمريكا به طور غير مستقيم از سوي يك باند مشخص تعيين مي‌شود و مردم در انتخاب رييس‌جمهور نقش ندارند. ولي تبليغات، طوري است كه وانمود مي‌شود آن‌ها از سوي مردم انتخاب مي‌شوند! در اروپا و اسراييل و همه‌ي كشورهاي مدعي دموكراسي فقط دو حزب مطرح وجود دارد كه مانند بازي فوتبال، گه‌گاهي رييس‌جمهور را بين خود پاسكاري مي‌كنند. تشكيلات احزاب دموكرات و جمهوري‌خواه يا كارگر و سوسياليست يا محافظه‌كار، همه بر اين مبنا است كه عده‌اي به عنوان كادر اصلي يا هسته مركزي هستند و بقيه مردم، هواداران محسوب مي‌شوند. هواداران، هيچ گونه حقي در انتخاب اعضاي كادر نداشته و معمولاً اعضاي كادر هميشه ثابت هستند و دليل آن هم اين است كه مي‌گويند تجربه كاري دارند و بايد از تجربيات آن‌ها استفاده شود. در واقع از 250 ميليون جمعيت آمريكا، 50% كه عضو احزاب نيستند، از 50% باقي‌مانده هم حدود 90% آن هوادار هستند و تنها 10% يعني 5% كل جمعيت در انتخاب رييس‌جمهور نقش دارند و برخلاف تبليغات رييس‌جمهور آمريكا، رييس‌جمهور 5% مردم است نه 100% آن!

 

توزيع انسان دوستانه منابع

ايجاد عدالت يا توزيع انسان‌دوستانه ثروت و منابع، روش ديگري از توزيع ثروت است كه غالباً فراموش شده يا مورد غفلت قرار مي‌گيرد.

عدالت در توزيع ثروت و منابع كمياب طبيعت بين انسان‌ها به معني آن است كه افراد در هر مقام و پست و منصب كه هستند، بايد با هم برابر باشند. اگر نان است، همه بخورند و اگر نيست، هيچكس نخورد و تقسيم حالت بينابين هم به حد متوسط بايد باشد. مثلاً اگر نان كم است، اينطور نباشد كه عده‌اي چند تا چند تا بخورند و بقيه بدون نان بمانند؛ بلكه بايد به نسبت تقسيم كرده و هركدام تكه‌اي بردارند. البته اين امر در محاسبه بسيار ساده ولي در اجرا بسيار مشكل است. مثلاً در زمان پيامبر، هر غنيمت جنگي كه بود به طور مساوي تقسيم مي‌شد يا در محاصره اقتصادي شعب ابوطالب، يك خرما را چند نفر مي‌خوردند. در بسياري از جنگ‌ها هم پيامبر، سنگ به شكم مي‌بست تا با جلوگيري از اتساع معده، احساس كم‌تري نسبت به گرسنگي داشته باشد. در واقع، پيامبر نمي‌گفت كه من سير بخوابم، بقيه گرسنه بودند، عيب ندارد؛ بلكه مخصوصاً خود را گرسنه نگه مي‌داشت تا غذا به همه برسد و اگر هم غذا كم مي‌رسيد، همه مطمئن بودند كه پيامبر هم خود گرسنه مانده‌ است. در زمان حكومت حضرت علي (ع) شرط حكومت ايشان برابري و عدالت بود. به طور نمونه تمام سكه‌هاي خزانه را بين مردم تقسيم كرد؛ هم ياران قديمي پيامبر 2 درهم گرفتند، هم مسلمانان تازه به دوران رسيده و حتي يهودي‌ها و غير مسلمان‌هاي تازه مسلمان شده. همان طور كه در تاريخ خوانده‌ايم اين امر باعث شد تا جنگ‌هاي خونين جمل، صفين و نهروان بر حضرت علي (ع) تحميل شود كه حضرت علي (ع) در اين مورد فرموده است كه مردمي كه از اجراي عدالت ناراحت هستند، از بي‌عدالتي‌ها بيش‌تر رنج خواهند برد و اين است كه افراد ضد عدالت دچار سردرگمي هستند؛ از يك سو عدالت را ستايش مي‌كنند و از سوي ديگر از اجراي آن ناراحت هستند!

به طور مثال وقتي خبر دستگيري مفسدين در چين يا آمريكا يا انگليس پخش مي‌شود، اين‌ها خوشحالند و مي‌گويند در آمريكا و چين و اروپا با مفسدين اقتصادي مبارزه مي‌شود. ولي به محض اين كه در ايران مفسدين را دستگير مي‌كنند ناگهان بحث، سياسي مي‌شود! و كساني كه از شهرام جزايري مبالغي را دريافت كرده‌اند، آدم‌هاي انقلابي و پاكباز معرفي مي‌شوند.

اين تناقض عجيب رفتاري از آنجا نشأت مي‌گيرد كه ما شاهد منافع فردي، خانوادگي، فاميلي يا حزبي در آن هستيم. يعني اگر در تاريخ بخوانيم كه چنگيزخان مغول هزاران نفر را كشت، يك لبخند مي‌زنيم يا حداكثر يك فحش مي‌دهيم! اما همين كه يكي از اين كشته‌ها قرار شد، خود ما باشيم، آن وقت معلوم است چه حادثه‌اي اتفاق مي‌افتد.

وقتي مي‌گويند در زندان گوانتاموا، شكنجه مي‌شود ممكن است برايمان مهم نباشد يا شايد بعضي‌ها حتي برعكس، بگويند كه لازم است شكنجه شود؛ اما همين كه يك باطوم به سر ما خورد، تمام معادلات عوض مي‌شود! شكنجه‌گري محكوم و به شدت زشت محسوب مي‌شود. عدالت هم همين طور است؛ اگر عدالت بين مردم باشد و اصطكاكي با منافع نداشته باشد، اشكال ندارد، ولي همين كه با منافع حزبي، گروهي و شخصي اصطكاك پيدا كرد، عدالت، دشمن مي‌شود! سهام عدالت، مسكن مهر، صندوق مهر امام رضا (ع) و امثال آن دچار چنين سرنوشتي هستند! همه منتظر دريافت سهام عدالت هستند، همه خواستار وام هستند و وقتي بر اساس عدالت به آن‌ها نمي‌رسد، دشمن اين طرح مي‌شوند. لذا دشمني‌ها و دوستي‌ها با طرح‌ها و لوايح در ايران و يا شايد در بسياري از كشورها بر اساس منيّت و خودپسندي تفسير شود، نه بر اساس علمي و آرماني؛ به همين دليل مي‌توان به سادگي آن را اثبات كرد. مثلاً روزنامه‌هايي كه روزي يك طرح را خوب مي‌دانستند، روز ديگر آن را بد دانستند، نوشته‌هايشان موجود است يا برخورد سليقه‌اي هم همين طور است. مثلاً اگر طرح سهام عدالت يا كمك مالي 50 هزار توماني در آمريكا باشد، خوب است ولي اگر در ايران باشد، عده‌اي آن را گداپروري مي‌گويند!

 

رمضان، در پي تعديل نيازها

ماه رمضان، فلسفه‌اي در همين راستا دارد. اين ماه مي‌خواهد نيازها را تعديل كند و آن را كاهش دهد تا برابر منافع شوند؛ يعني اگر گندم يا برنج كم است، مي‌گويند كم‌تر بخوريد و يا آب كم است، كم‌تر بنوشيد. زيرا بسياري از مردم تصور مي‌كنند كه اگر كم بخورند، تا نخورند خواهند مرد! مانند بسياري از ما كه وقتي يك بيماري جزئي مي‌گيريم، فكر مي‌كنيم دنيا به آخر رسيده و ما در حال مردن هستيم!

وقتي تشنه مي‌شويم، جمله‌ي معروف از تشنگي هلاك شديم را مي‌گوييم. از گرسنگي هم به همين صورت ياد مي‌كنيم. اما ماه رمضان مي‌خواهد با تمرين نخوردن و نياشاميدن، بگويد كه نخوردن و نياشاميدن آنقدر هم ترسناك نيست.

اراده انسان، قوي هم مي‌شود. يعني انسان‌ها معمولاً كارهاي خوب را دوست دارند ولي در اجراي آن همان طور كه اشاره شد، ضعف دارند. ماه رمضان مي‌گويد: شما مي‌توانيد اراده خود را قوي كنيد. كسي كه از صبح علي‌الطلوع تا غروب آفتاب با اين كه گرسنه مي‌شود، نمي‌خورد و يا تشنه مي‌شود و نمي‌آشامد، در واقع اراده خود را قوي كرده است. اين اراده‌ها در جمع، قوه مجريه يا اجرايي يك مملكت را مي‌سازند. يعني اگر مردم، تك تك خودساخته و قوي اراده و با عزم راسخ باشند، مجموعه‌ي آن‌ها يك ملت و يك دولت با اراده خواهد بود. در مقابل گرسنگي و تشنگي تحريم اقتصادي خم به ابرو نمي‌آورند و آن را تحمل مي‌كنند تا دشمن بداند كه قدرت اراده‌ي اينها باعث پيروزي بر مشكلات مي‌شود. البته در اين خصوص هم همان طور كه اشاره شد، ممكن است برخورد دوگانه شود: مثلاً اگر بشنويم كه در ژاپن بعد از جنگ دوم جهاني، ژاپني‌ها زياد كار كردند و كم خورند، مي‌گوييم كه كار خوبي كردند تا مملكت خود را بسازند، ولي همين كه قرار شد ما اين كار را بكنيم و كمي نان يا پنير ما را كاهش دادند، فريادمان بر خواهد ‌آمد كه همه چيز تورم است، همه چيز گراني است و مردم در قحطي به سر مي‌برند و گرسنگي، مردم را آزار مي‌دهد! رياضت كشيدن براي ژاپني‌ها، هندي‌ها و چيني‌ها خوب است، ولي براي ما خوب نيست!

در اقتصاد رمضاني، تمرين نقاط اقتصاد هم ديده شده است. مردمي با وضع خوب هم بايد روزه بگيرند، مردم فقير هم بايد روزه بگيرند و اين نشان‌ آن است كه نقش انسان‌ها در جامعه و تحريك‌‌پذيري اراده آن‌ها بسيار مهم است.

اگر در جنگ رواني دشمن در تحريم اقتصادي، يك گروه شركت نكنند ممكن است دشمن موفق به اجراي مقاصد خود شود. لذا همه طبقات بايد تمرين كنند و همه مردم در باب قانون مساوي هستند و اين تمرين‌ها مردم را به جايي راهنمايي مي‌كند كه خير دنيا و آخرت آن‌ها در آن است. مردم، امروز ديگر فريب تبليغات دشمن را هم نمي‌خورند و در مقابل آن به وحدت مي‌رسند. ممكن است دشمن، كمبود منابع را كه امري ذاتي است، به امري سياسي تبليغ كند، تورم را كه يك امر علمي است، امري اعتباري تبليغ كند و از اصطكاك منافع مردم با اجراي عدالت، بيش‌ترين بهره را براي ضربه زدن به نظام ببرد، ولي مردم آماده‌اند، حرف‌هاي همه را مي‌شنوند، همه‌ي حرف‌ها را تكرار مي‌كنند، همه چيز را مي‌گويند و و خوشبختانه با اين روش دشمن را به اشتباه مي‌اندازند و درست زماني كه دشمن تصور مي‌كند در تبليغات خود پيروز شده است، ناگهان مردم حركتي خودجوش مي‌كنند كه دشمن را مات و مبهوت مي‌كند. در جنگ تحميلي ديديم كه دشمن تبليغ كرد كه سه روز به تهران خواهد آمد، اما در همان قدم اول زمين‌گير شد. بارها اين تبليغات را كردند كه نظام جمهوري اسلامي سقوط خواهد كرد، ولي خودشان ساقط شدند. اين آموزش ملتي است كه رمضان دارد: رمضان يعني تعديل نيازها براي هم سطح شدن با امكانات موجود.

                                                                                                 سيد احمد حسيني ماهيني

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 9:56  توسط سید احمد حسینی   |