تبليغاتX
ماهین نیوز

ماهین نیوز

اخبار تحلیلی

سوء استفاده موسوی از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی

موسوی ودارو دسته اش که در توجیه وسوء استفاده از بیانات امام راحل ید طولایی داشتند امروزه به تحریف بیانات معظم له می پردازند ولی غافل از انکه این دورویی ها دیگر فایده ندارد وحنایشان رنگی مدارد! کار صداوسیما در پخش دادگاهها به دلایل زیر متقن بوده است وشبهه ای برآن وارد نیست ۱- ایجاد آزرامش در جامعه با افشادی دستان پشت پرده از زبان متهمان مردم به آرامش رسیدند وجامعه آرامش خود را بازیافت

۲- مصالح ملی ایجاب می کرد تا کسانیکه جمهوریت نظام را هدف گرفته وساده ترین اصول دموکراسی را که قبول اکثریت وتبعیت ازق انون است را زیر پا می گذارند افشا شوند

۳- متهمان به رضایت خودشان پشت تریبون رفتند واز صداوسیما خواستند حتی در مصاحبه های شخصی هم شرکت کردند که بسیاری از آنها هنوز پخش نشده است

۴- سخنان متهمان در باره دیگران حجیت ندارد ولی  دروغ نبوده ومیتواند مبنای تحقیق ودعوت آنان  شود

تا بعنوان مطلع در دادگاه حضور یابند نه اینکه از حاشیه امنیتی استفاده کنند ومانند گذشته از رانتهامعمول در این زمینه بهره بجویند. 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 9:28  توسط سید احمد حسینی   | 

گردشگری در روستای ماهین

گردشگری در روستای ماهین

روستای ماهین یا قریه ماهین و یا ماهین چوقور، دره سرسبز و خرمی است از بخش طارم سفلی بین قزوین و زنجان. طارم بمعنی گنبد وارونه است و روستاهای اطراف ماهین در میان کوه‌های بلند سلسله جبال البرز همانند طارم یا کاسه معکوس است. طارم را به دو بخش علیا و سفلی تقسیم کردند. طارم علیا به استان زنجان و طارم سفلی به استان قزوین تعلق دارد، البته در تاریخ طارم گاهی جزو گیلان هم بوده زیرا رود تغرل اوزن یا سفیدرود از همین‌ کوه‌ها سرچشمه می‌گیرد، راه‌های ماهین از چهار طریق از میان کوهستان‌ها می‌گذرد یکی از راه سزنق و دهنج به چرگر در صائین قلعه ابهر می‌پیوندد، یک راه از طریق بروج و کاکاآباد به عمید آباد زنجان می‌رسد که این مسیر تا تازه کند  اسفالت شده است این هر دو در جاده زنجان به طرف قزوین هستند که کاکاآباد در حدود 30 کیلومتری است و اهالی غالبا از آنجا رفت و آمد می‌کنند و غالبا خود را زنجانی می‌دانند اما کسانی که از  تهران یا قزوین عازم ماهین باشند  اخیرا که اتوبان زنجان قطار سریع‌السیر راه افتاده راه نزدیک‌تر شده است .راه چرگر بعلت نرسيدن تخريب شده وبا اينكه نزديكترين مسير به تهران است غيرقابل استفاده است . البته می‌گویند اگر تپه والایش را با یک تونل باز کنند راه بسیار نزدیک‌تر می‌شود. این دو جاده هنوز کاملا آسفالت نشده و البته بیشتر به سمت ماهین خاکی است زیرا زمستان‌های طولانی، کولاک‌ها و سیل‌ها هر نوع اثری را از بین می‌برد.

 

جاده رشت:

 

از جاده رشت قزوین هم ماهین از طریق لوشان و منجیل به جاده متصل می‌شود. لوشان، از کنار کارخانه سیمان جاده‌ای به داخل کوهستان می‌رود به کلج، سیاه‌پوش و مرکز بخش یعنی سیردان می‌رسد و سپس از راه‌های کوه‌های مرتفع دو برادر و یمقان به ماهین می‌پیوندد. جاده منجیل هم پس از طی راه‌های پرپیچ و خم و خطرناک ازطریق مفاتک به ماهین منتهی می‌شود. طبق نظر اینجانت اگر این چهار راه بهم وصل و اتوبان شود، جاده‌های قزوین و زنجان بسیار خلوت‌تر خواهد شد، زیرا از 30 کیلومتری زنجان می‌توان به ماهین رفت و از آنجا به لوشان رسید و یا از 60 کیلومتری قزوین از راه چرگر وارد شده پس از گذشت از ماهین از منجیل سر در آورد.

 

و لذا گردانه کوهین و یا بسیاری از طی مسیر خلوت خواهد شد.  راه ديگر كه كاملا اسفالت است ومورد استفاده اهالي مي باشد از راه سزنق به دهنج رفته وسپس تا لوشان حدود 90كيلومتر مي باشد

 

علت جدایی طارم سفلی را به دکتر الموتی نماینده مجلس شوراي ملی قدیم نسبت می‌دهند که مایل بود به ماهین رسیدگی بیشتر شود و چون آن‌موقع قزوین جزو تهران بود طارم سفلی را جزو استان تهران می‌کند اکنون هم با اینکه جزو استان قزوین است ولی برای اغلب مدیران اداری، یک تبعیدگاه محسوب شده و آخرین نقطه استان و دوردست ترین آن حساب می‌شود.

 

 

 

معنی ماهین

 

1-ماهین در لغت نامه دهخدا بعنوان یکی از روستاهای طارم سفلی قزوین ذکر شده است. 2-کلمه ماه در اینجا با اضافه ین است مانند شاهین، که جنس را نشان می‌دهد مانند سیمین و زرین که ین یعنی از جنس زر یا سیم (طلا و نقره) و از جنس ماه .3- ماهین همان مهین هم است زیرا در همین ماه شکسته است ولی در ماهین ماه کامل است. 4- برخی ماهین را «ماهان» را هم تلفظ می‌کنند اما در حال حاضر ماهین نام دختر در کردستان است و در تهران هم به شكل مهین سابقا مرسوم بوده است و ماهان اغلب نام پسر است.5- لفظ دیگر ماهون نیز تلفظ می‌شود یا جهان هم گفته می‌شود. و می‌گویند علتش آن است که ماه و ستارگان در این روستای با ارتفاع زیاد نسبت به دریا بخوبی دیده می‌شود.6- برخی نیز ماهین را مجموعه شهر یا استان هم معنی کرده‌اند مثلا در فتح اسلام از ایران، ایران بر دو قسم شده بود ماهین‌البصره و ماهین‌الکوفه. یعنی قسمت‌هایی که ازطریق بصره فتح شده بود یا ازطریق کوفه و تا سالها غرامت یا دیه و مالیات این دو ناحیه جداگانه اخذ و به همين نام در ديواني ثبت مي شد و والی آنها جدا بوده است. 7- ماهین در لفظ تهرانی‌ها، به معنی ماه هستید هم معنی می‌دهد که در اینترنت اگر ماهین جستجو شود اغلب می‌آید: شما خیلی ماهین، شما خیلی خوبین، خیلی ماهین. مادین نیز گفته شده است یعنی روستای ماهین نقطه تلاقی دو حکومت «ماد»  در زمان مادها بوده است.

 

تاریخ مختصر ماهین

 

طارم در زمان‌های قدیم بسیار دست به دست گشته و از این لحاظ پر از آثار باستانی و گنجینه‌های زیاد است. هر نقطه آن سکه و کوزه کشف شده که نشان می‌دهد هر اقوام بخاطر حمله‌های زیاد اغلب گنج‌های خود را مخفی می‌کردند و بعد یا کشته می‌شدند و یا اگر برمی‌گشتند جای آن را پیدا نمی‌کردند. حفاری‌های غیرمجاز در این روستا همیشه فراوان بوده طوری که اکنون مردم جرأت ندارند حتی امامزاده روستا را ترمیم کنند و یا جاده‌ةا را آسفالت نمایند زیرا هرکس این کار را بکند بقیه فکر می‌کنند برای گنج آمده است، حتی در روستا از حفر چاه یا ساخت بنا جلوگیری می‌کنند و بهمین دلیل روستا عقب مانده و اغلب دارای ساختمان‌های بسیار کهنه و بافت فرسوده است. معادن زیادی در آنجا هست ولی غالبا استفاده نمی‌شود. اخیرا یکی از معادن آن شناسایی شد و سنگ تزئینی گرانیت در آن یافت شد و برخی نیز به معدن طلای آن دست یافتند. غارهای مخفی آن گاه بسیار طولانی و وحشت‌آور است و برخی می‌گویند که مانند قلعه الموت در آنجا راه‌های زیرزمینی طولانی احداث شده و متروکه مانده است. مخصوصا در زمان آل‌بویه و کنگریان که طارم پایتخت آنان بوده و یا بعلت نزدیکی به کوه الموت در زمان اسماعیلیان، موقعیت برجسته‌ای درشته است. در قرون معاصر اغلب بعنوان ییلاق و قشلاق با طارم علیا و منطقه آلتن کش بوده است یعنی کوچه‌ةای زیادی بین این دو منطقه بوده که اغلب آنان در حال حاضر ساکن شده ولی چاموش گزگ یا قره‌چی و یا همان قبیله‌های کوچ‌رو هنوز هم سروکله‌شان پیدا می‌شود.

 

سادات در ماهین

 

منطقه طارم مخصوصا طارم سفلی بعلت کوهستانی بودن مأمن خوبی برای ائمه و امامان و امامزاده‌ها بوده‌اند. در مجاورات مردمی است که حضرت علی (ع) از رود قزل اوزن رد می‌شد که این رودخانه بسیار خروشان بود و لشکریان می‌ترسیدند لذا حضرت علی دستور داد یا اشاره کردند و گفتند صدایت خاموش، لذا اکنون آن رودخانه با آنهمه آب بسیار ساکت می‌آید و می‌رود و یا می‌گویند قدمگاه و یا محله‌ای به خرامات است و البته در تاریخ آمده است که عمر وقتی به دامنه البرز رسید تصور کرد دنیا تمام شده و لذا فتوحات تا دماوند بیشتر جلو نرفت اما حضرت علی (ع) به امام حسن و حسین (ع) لشکری دادند و راه برون رفت بسوی گیلان (دیلمان) را هم فرمودند لذا می‌بینیم اغلب خطه شمال شیعیان حضرت علی (ع) هستند و یا مناطق چهارمحال بختیاری نیز از ابتدا شیعه بودند و در میان بختیاری‌ها غیر شیعه دیده نمی‌شود. مسیر حرکت زیدبن علی (ع) و یحیی‌بن زید و امامزادگان دیگر هم اغلب از این مسیر می‌گذشت. اما بطور مشخص جد ششم سادات ماهین به دستور فتحعلی شاه از طارم (سیردان) فعلی به امامت مسجد سید زنجان منصوب می‌شود ولی مقبره ایشان هنوز در سیردان است كه بنام امامزاده سيد محمد حسيني مي باشد. در مسیر انتقال، نوادگان آن شخص که خود شجره‌اش به زیدابن علی بن الحسین بن علی ابن ابیطالب می‌رسید از طریق یمقان وارد ماهین می‌شوند گویا دو برابر بنامهای حسین و مصطفی ساکن ماهین می‌شوند. اکنون نوادگان مصطفی مصطفوی هستند و اغلب از روحانیون هستند و نوادگان حسین از طریق میرقنبر و میرجلیل حسینی‌های ماهین را تشکیل می‌دهند.

 

جغرافیای ماهین

 

ماهین در حال حاضر بزرگترین روستای بخش چوقور است که حدود 21 روستای اطراف آن هستند. اغلب مسؤولین مایل بودند ماهین بعنوان بخش باشد ولی بعلت کوهستانی بودن آن، مسایل اداری و انتظامی به سیردان و بعضا به لوشان منتقل شد، مسایل جهاد سازندگی و آسفالت راه‌ها به روستایی بنام حصار از همان روستاهای 21 گانه و یا حتی به چرگر و ابهر و قزوین و یا زنجان منتقل شد. مثلا ماهین از لحاظ اداری تابع بخشداری طارم سفلی مستقر در سیردان است ولی غالب مردم برای تهیه مایحتاج خود به زنجان می‌روند و هنوز هم نامه می‌نویسند و تقاضای پیوستگی به زنجان را دارند زیرا ازطریق زنجان نزدیکتر و رسیدگی به آن آسانتر است. محصولات ماهین غالبا دامی و کشاورزی است از جلمه گاو و گوسفند و نگهداری احشام و گندم و کاشت سیب‌زمینی، لوبیا. از مشاغل مردم آنجاست. گرچه اکنون اغلب جمعیت آن را اهالی مهاجر روستاهای اطراف تشکیل می‌دهند ولی دو تیره اصلی یعنی سادات و اشتری‌ها در تهران بیشتر هستند. و فقط در زمان‌های عزاداری یا تابستانی به روستا رفته و پس از مدتی ییلاق کردن بر می‌گردند. روستا دارای یک مسجد بزرگ است که در میدان اصلی است درمانگاه و مدرسه و حمام و خیابان‌کشی آن براساس طرح‌ هادی در حال پیشرفت است. یکی از آنها که مدتی فرماندار قزوین هم بوده با خانواده خود در آمریکا زندگی می‌کند و خان‌ها و مالکین در بسیاری از کشورهای جهان و یا شهرهای ایران پراکنده هستند

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 11:16  توسط سید احمد حسینی   | 

نرخ بهره در بانكداري ايران(363)


برخلاف تصور بسياري كه اقتصاد ايران را يك اقتصاد بيمار مي‌دانند، در حاليكه اقتصاد ايران، اقتصادي شكوفا و اميدوار‌كننده است. چرا كه هر روز شاهد رشد يك بانك جديد، تأسيس بانك يا توسعه‌ي بانك‌هاي ديگر هستيم. حتي بانك‌هاي زيان‌ده دولتي وقتي وارد بورس مي‌شوند، در يك ثانيه‌‌ سهام آن به فروش مي‌رسد. چرا چنين حادثه‌اي اتفاق مي‌افتد، آن هم در شرايطي كه در جهان سرمايه‌داري، بانك‌ها يكي پس از ديگري ورشكست مي‌شوند؟ البته از نظر برخي، آمريكا هر كاري كند خوب است! با اينكه دو تريليون دلار بدهكار است و 5/1 تريليون دلار كسري بودجه دارد، مي‌گويند خيلي زرنگ است! با پول ديگران كار مي‌كند، از كشورهاي ديگر پول مي‌گيرد و براي خودش كار مي‌كند. همين‌ها زماني كه آمريكا بدهكار هم نبود، اين طور مي‌گفتند كه آمريكا كشور ثروتمندي است، به طوري كه به همه جهان كمك مالي مي‌كند! آيا تبديل شدن يك كشور ثروتمند كه با طرح مارشال به اروپا و جهان كمك مالي مي‌كرد به يك كشور بدهكار كه رييس‌جمهور آن براي جذب كمك‌هاي مالي اعراب و اسرائيل، ناچار است يك روز اعراب را مهم جلوه دهد، روز ديگر اسرائيل را، واقعاً يكي است؟ اوباما وقتي به مصر مي‌رود با كلمه سلام عليكم عربي با آنان سخن مي‌گويد يا به اسرائيل كه مي‌رود، مي‌گويد كه حفظ امنيت اسرائيل، اولويت اصلي آمريكاست. جالب است كه يك مهماني در ماه رمضان ترتيب مي‌دهد و خودش هم روزه مي‌گيرد. ولي مهمان ويژه اين ضيافت، سفير اسرائيل در كاخ سفيد است! گرچه ممكن است همين دودوزه‌ بازي هم به نظر آمريكاپرستان يك زرنگي باشد، ولي به هر حال نشان يك اقتصاد سالم نمي‌تواند باشد و به زودي شاهد بدهكاري بيش‌تر آمريكا خواهيم بود. زيرا هزينه‌هاي آمريكا امري اجتناب‌ناپذير است. اما درآمدهاي آن به هيچ وجه قابل حصول نيست. هزينه‌هاي آمريكا، هزينه‌هاي دفاعي يا هزينه جنگ در افغانستان، عراق و ساير كشورهاست. باتلاق عراق چنان براي آمريكا هزينه ‌دارد كه حتي عقب‌نشيني از اين كشور، بالاترين هزينه جنگي در طول تاريخ آمريكا را بر آن تحميل مي‌كند؛ يعني اينكه چه در عراق بماند يا از آن خارج شود، هزينه‌هاي سرسام‌ آوري خواهد داشت. اما درآمدهاي آن فقط از ماليات است كه مردم به علت ركود اقتصادي قادر به پرداخت ماليات نيستند و شركت‌ها هم به همين دليل اعلام ورشكستگي مي‌كنند. تنها راه باقي مانده براي آمريكا، دست كمك دراز كردن به سوي كشورهايي است كه تا ديروز با كمك‌هاي جزئي، حكومت آن‌ها را ساقط مي‌كرد! اما در ايران مي‌بينيم حتي يك مؤسسه مالي بدون مجوز بانك مركزي تا 3 هزار شعبه در سراسر ايران افتتاح مي‌كند! مؤسسه مهر يا مؤسسه قوامين يا مؤسسه سينا و امثال آن، مؤسساتي هستند كه بدون مجوز بانك مركزي تأسيس شدند و تبليغات آنان از بانك‌هاي عادي با قدمت هشتاد ساله بيش‌تر است. يك سازمان كوچك اقتصادي مانند سازمان اقتصاد اسلامي، داراي سه هزار صندوق قرض‌الحسنه است كه هركدام از اين صندوق‌هاي قرض‌الحسنه خود دنياي پول و سرمايه است كه مثلاً نمونه آن كه بايد بر اين‌ها اضافه كرد، صندوق قرض‌الحسنه كوثر يا جاويد است كه سال‌هاست در بازار ريشه دارد و وام‌هاي كلان بدون بهره پرداخت مي‌كند و همچنين صندوق‌هاي قرض‌الحسنه يا مؤسسات اعتباري كه از وزارت كشور مجوز دارند يا از طريق شركت‌هاي تعاوني تأسيس شده‌اند و تعاوني اعتباري را تشكيل داده‌اند كه علاوه بر اينان، ميليون‌ها صندوق قرض‌الحسنه ثبت نشده در سطح فاميلي و محلي نيز وجود دارد كه هركدام از ما حداقل چندتاي آن را مي‌شناسيم و از آن‌ها وام دريافت كرده‌ايم. سهولت چرخش پول و شرايط اخذ وام و بازپرداخت آن باعث شده حتي در ادارات و سازمان‌هاي رسمي هم صندوق قرض‌الحسنه كاركنان تشكيل شود. وام‌هاي يك طرفه و دو طرفه! مردم ايران قرض‌الحسنه را خوب مي‌شناسند و به آن عمل مي‌كنند ولو اينكه سيستم بانكي وارداتي با آن دشمن بوده و با شدت با آن برخورد كند. از نظر قرض‌الحسنه، وام‌ها دو حالت دارند: يك طرفه و دو طرفه. يك طرفه بودن وام به شرط صفر بودن بهره و دو طرفه آن، به شرط مشاركت است. يك طرفه بودن به اين صورت است كه عده‌اي خيّر جمع مي‌شوند و پول‌هايي كه قرار است خيرات كنند، در صندوق قرض‌الحسنه مي‌گذارند، زيرا حديث نبوي است كه قرض دادن از صدقه دادن بهتر است! در صدقه، شخص ممكن است تنبل بار بيايد ولي در قرض، چون بايد پس بدهد، به كار و كوشش وادار مي‌شود. هرچند كه يك درهم صدقه، از يك روز روزه گرفتن بالاتر است. لذا نيت خير يعني اين كه شخصي انتظار بازگشت پول يا سرمايه خود را نداشته باشد و اصل صندوق را تشكيل مي‌دهد و به اين جهت چه مؤسسين و چه قرض‌ گيرندگان، اصطلاح معروفي دارند كه قرض‌الحسنه را قرض‌ پس نده مي‌گويند! وقتي صندوق شكل گرفت، هركس وام مي‌خواهد ديگر لازم نيست به اين و آن رو بياندازد كه آيا داشته باشد يا نداشته باشد؛ بدهد يا ندهد. بنابراين به صندوق رفته و در نوبت وام ثبت‌نام مي‌كند و با معرفي يك ضامن يا گذاشتن يك چك يا سفته وام مي‌گيرد و بعد به امان خدا! اگر دلش خواست اقساط را به موقع مي‌آورد يا همه را يك جا تسويه مي‌كند و يا اصلاً پيدايش نمي‌شود و كسي هم دنبال او نمي‌فرستند! بلكه خيرين جديدي جذب مي‌شوند و جاي اين قرض را پر مي‌كنند. به هر حال چون اغلب اين صندوق‌ها فاميلي يا همكارانه است، همديگر را خوب مي‌شناسند و وقتي كسي قسط را نياورد، مي‌دانند كه گرفتاري دارد يا بيكار است. به رويش نمي‌آورند و به اصطلاح قرآني، به حساب خدا مي‌گذارند و دو برابر آن را از طرف خدواند خواستار مي‌شوند. اما اين طور نيست كه بدهكار هم واقعاً همان طور كه نشان مي‌دهد، بي‌خيال باشد. او هم مي‌رود و پيدايش نمي‌شود تا روزي كه دست و بالش باز شود. آن زمان خودش مي‌شود مؤسس يك صندوق قرض‌الحسنه جديد و زير پر و بال چند جوان را مي‌گيرد. وام دو طرفه از نظر قرض‌الحسنه، دست‌مايه يا وام كسب ‌و كار است. يعني شخصي كه وام مي‌دهد، نرخ ثابتي از سود را نمي‌خواهد، بلكه پول خود را به مشاركت با كارگر يا اجير مي‌گذارد و معمولاً سود، 50% است. يعني 50% سود حاصله براي كارگر و 50% براي سپرده‌گذار است كه البته اين، هم در سود است و هم در زيان. لذا هيچ گاه دچار بحران نمي‌شود. رييس كل بانك مركزي در سمينار بانكداري اسلامي اين نكته را بسيار برجسته اعلام كرد و دليل نجات اقتصاد ايران در بحران اقتصادي فعلي را همين مورد ذكر كرد. ايشان گفتند كه بانكداري غربي به علت اين كه نرخ ثابت سود ولو حداقل آن را بايد بپردازد، هميشه بدهكار است و دچار بحران مي‌شود. اما در بانكداري اسلامي كه بر مبناي مشاركت است، اين فشار وجود ندارد. اگر بانك زيان كرد، زيان را تقسيم مي‌كند و اگر هم سود كرد، سود را تقسيم مي‌كند و لذا هيچ بحراني در پي ندارد. وي خاطرنشان كرده است كه اخيراً كشورهاي اروپايي هم درخواست آموزش بانكداري اسلامي كرده‌اند. در كشورهاي اسلامي مانند كشورهاي عربي يا آسياي شرقي از همان ابتدا، بانكداري اسلامي را از ايران ياد گرفتند و عمل كردند، ولي اروپا و آمريكا كه به آن به ديده شك مي‌نگريستند، اكنون در بحران ورشكستگي بانك‌هاي خودشان، محتاج آموزش بانكداري مشاركتي يا اسلامي شده‌اند. روش‌هاي جذب نقدينگي و توزيع مجدد آن در وام‌هاي دو طرفه، بسيار طبيعي و عادي و قابل قبول همگان است. در حالي كه اين روش در بانكداري غربي بسيار پيچيده و دور از ذهن است. يعني تا كسي دكتري اقتصاد و فاينانس Finance و مديريت مالي نداشته باشد، سر از كار بانك‌ها در نمي‌آورد و تخصص در امر بانكداري، سال‌ها تحصيل را طلب مي‌كند و همين امر اعتماد مردم به بانك‌ها را تضعيف مي‌كند. زيرا يك سرمايه‌دار جزء با خود مي‌گويد كه چرا بايد پول بي زبان را دست يك آدم با زبان بدهد كه از كارها و نحوه محاسبات او سر در نمي‌آورد؟ و چرا بايد براي سود درآوردن از چند درصد سود مختصر، مبالغ هنگفتي هزينه مشاوره، كارگزاري و مطالعات ميداني بدهد؟ لذا تا مجبور نشود به بانك مراجعه نمي كند. درست مثل مراجعه آنها به نزولخواران است كه سراز حساب وكتاب آنها در نمي آورند ولي وقتي لاعلاج مي شوند همه شرايط آنها را مي پذيرند . در حالي كه قرض‌الحسنه‌ي دو طرفه، با كارگر مستقيماً در ارتباط است. سود مورد انتظار سود مورد انتظار در سيتم بانكداري غربي داراي پيچيدگي‌هاي بسيار است و خروجي آن با هم تفاوت مي‌كند. در ابتداي سرمايه‌گذاري براي جذب مشتري، نرخ سود مورد انتظار بسيار بالا محاسبه شده، ولي در موقع پرداخت بسيار كم منظورمي‌شود! مثلاً بنا بر ادعاي اقتصاددانان غربي، سود 5/2 درصدي بانك‌ها هم شامل نرخ بهره‌ است، هم تورم و هم سود مورد انتظار! يعني يك سرمايه‌گذار يا سپرده‌گذارغربي در شرايط عادي، انتظاري از سپرده خود ندارد و اگر هم داشته باشد، يك تا دو درصد است! كه بانك‌ها تفضّل مي‌كنند و افتخار مي‌دهند و 5/2 درصد پرداخت مي‌كنند. اما در ايران، اقتصاددانان مي‌گويند كه سود مورد انتظار بايد بالاتر از نرخ تورم باشد. اگر نرخ تورم 25% است، سود مورد انتظار 50% بايد باشد. زيرا 25% آن تورم را خنثي مي‌كند. يعني ارزش پول را حفظ مي‌كند، لذا سود محسوب نمي‌شود و 25درصد را هم شخصي كه پول مي‌آورد، بايد ببرد! و بانك‌ها هم كه عامل اجراي اين سودآوري هستند، خودشان هم سود مي‌خواهند و لذا اگر 25درصد هم براي بانك‌ها در نظر بگيريم، هر سرمايه‌گذاري بايد 75 درصد عايدي داشته باشد تا سهم هر ‌يك از عوامل، منصفانه پرداخت شود. اما اقتصاددانان و سرمايه‌گذاران از اين هم بالاتر مي‌گويند. آن‌ها مي‌گويند در ايران سرمايه‌گذاري امنيت ندارد. لذا ما بايد يك ساله يا حداكثر دو ساله، بار خود را ببنديم! مثلاً اگر A ريال وام گرفته‌اند تا سرمايه‌گذاري كنند يا بايد جريمه و ديركرد و نرخ بهره، سود و هزينه‌هاي بانكي را بابت اصل وام پس بدهند و يا اگر سود‌ آوري مي‌خواهند، در پايان سال اول يا دوم، تمام و كمال دريافت كنند و لذا نرخ ريسك هم به بهره اضافه مي‌شود. اين يك طرف قضيه است و طرف ديگر آن است كه برخي‌، ساعتي يا روزانه حساب مي‌كنند. لذا تنها راه باقي مانده براي جبران اين نرخ‌ها، قاچاق فروشي، دزدي يا اختلاس مي‌شود كه تمام عمر يا قسمتي از زندگي شخص را در يك طرف ترازو قرار مي‌دهد. نقشه‌هاي فراوان دزدي، غارت، اختلاس، رشوه و امثال آن براي اين است كه ذهن شخص با ارقام نجومي درگير است؛ توهمات ناشي از خسارت‌هاي متعدد، بهره، ريسك، تورم، سود و ... شخص را دچار اختلال در عمل كرده و او را به سوي سود آوري‌هاي غير قانوني سوق مي‌دهد. اقتصاد سالم و اقتصاد بيمار را بايد از همين راه شناخت. اقتصاد سالم، مردمي سالم بار مي‌آورد و اقتصاد بيمار، مردمي بيمار. وقتي مردم به كار و كسب علاقه پيدا كردند و زندگي و درآمد خود را از راه حلال و شرافتمندانه تأمين كردند، اين اقتصاد سالم است، والّا اگر در راه قاچاق، دزدي، سرقت، ارتشاء و اختلاس افتادند، اين اقتصاد بيمار است. ممكن است نمودهاي ظاهري يا تبليغي، اين امر را برعكس نشان دهد، ولي آمارها چنين حقيقتي را نمي‌توانند كتمان كنند. وقتي بالاترين سود و معاملات در تجارت جهاني از فروش اسلحه يا مواد مخدر يا اعضاي بدن است، چگونه مي‌توان ادعا كرد كه اقتصاد، سالم است؟ وقتي بالاترين رقم كاركرد بانك‌ها از پولشويي است، چگونه مي‌توان گفت بانك‌ها سالم هستند؟ شاخص‌ترين عامل بانكداري غرب، بانك‌هاي سوييس هستند و ثروتمندترين و با ثبات‌ترين زندگي‌ها در اين كشور كوچك است. ولي اين كشور تنها كشوري است كه اسرار حساب‌هاي بانكي را نگاه‌ مي‌دارد و اين يعني اينكه پولشويي به طور كامل انجام مي‌شود. در هر كشوري هر ثروتمندي كه نمي‌خواهد ماليات بدهد يا پول او مشخص شود، يا اين كه راه براي فرارش آماده شود، پول‌هاي خود را در حساب‌هاي بانكي سوييس واريز مي‌كند. اين يعني يك جزيره امن براي دزدان. البته ممكن است غرب به آن افتخار كند.،همان طور كه به همه كارهاي خود افتخار مي‌كند. ولي ماهيت امر چيزي را تغيير نمي‌دهد. دزدان دريايي سومالي هم به دزدي دريايي خود افتخار مي‌كنند . آمريكا هم به كشتار مردم در ناكازاكي يا هيروشيما يا افغانستان و عراق افتخار مي‌كند. اصلاً مگر مي‌شود كار خلاف را بدون افتخار انجام داد؟ كسي كه دزدي مي‌كند، مي‌گويد كه مي‌خواهم شكم زن و بچه‌ام را سير كنم! كسي كه آدم مي‌كشد، مي‌گويد كه از خودم دفاع كردم و اگر اين توجيهات نبود كه كار خلافي صورت نمي‌گرفت. اما وقتي آب‌ها از آسياب بيافتد و آن شرايط جو زدگي از بين برود و گرد و غبارها بنشيند، معلوم مي‌شود كه چه كسي دزد بوده و چه كسي كار كرده است. كشتار مردم فرانسه يا روسيه توسط هيتلر تا قبل از سقوط او يك امر قهرمانانه بود. اما بعد از سقوط هيتلر، درست برعكس شد. هنوز هم بعد از 60 سال كسي جرأت پيوستن به حزب نازي يا آوردن نام هيتلر را ندارد. اين است كه اگر دزدان حاكم شوند اتهامات به افتخارات تبديل مي شود واگر انسان‌هاي صالح حاكم شوند افتخارات به اتهامات تغيير وضعيت مي‌دهد وكسي كه تاديروز به كف زني وتكزدن ودزدي افتخار مي‌كرده بايد امروز سوراخي را براي مخفي شدن پيداكند. سيد احمد حسيني ماهيني

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 9:52  توسط سید احمد حسینی   | 

ماهين روستايي در طارم سفلي

ماهين روستايي در طارم سفلي ودر 55 كيلومتري شهرستان زنجان قرار دارد كه داراي تفريحگاههاومكانهاي بسيار ديديني است 

 از جمله اب گرم يا بنور كه برعكس داراي آب بسيار سردي است كه دريكي ازكوههاي ان چشمه اي است بنام چشمه لاله ها ( لاله بلاغي )كه در نقشه جغرافيايي به نام آب معدني از آن نام برده شده اند ودر ارتفاع 3950متري سطح دريا قرار دارد ومكاني در شمال غربي استان قزوين را به خود اختصاص داده است اين مكان آب وهوايي بسيار تميز و مناظري تماشايي دارد. هدف از به تحرير در آوردن اين گزارش هم صعود به اين قلل ، اطلاع رساني و شناخت كوهستانهاي زيبا وبكر ماهين است.

روبن قالوسيان (Ruben Ghalosian   ) يكي از بهترين وماهر ترين كوهنوردان راهنما وسرپرست باشگاه ارارات در اين صعود با ما همراه بود ودر سال 1385 درايام عيد براي صعود به قله چشمه لاله ها يا همان لاله بلاغي رفتيم. ماهين در اوايل بهار داراي آب وهواي زمستاني است وبراي ما صعود به اين قله باهوايي طوفاني وكوههاي نيمه برفي بسيار لذت بخش بود. در مرحله بعد هم به امام زاده پير خليل شاه در كوه خولاكان رفتيم كه اين كوه تقريبا در امتداد روستاي مقانك قرار دارد روبن از طبيعت ماهين ، قله هاي رشته كوه البرز كه در آنجاهم كشيده شده ، كوههاي بكر ودست نخورده آن خوشش آمد.

در سال 1388 هم يكي ديگر از دوستان بنام اندرانيك قهرماني از بهترين كوهنوردان وقنبر سنگكوب وقدرت الله اشتري باز قصد بر صعود اين قله كرديم : ساعت 6 صبح از مسير سينه كش تند روي بنور شروع به حركت كرديم پس از پيمودن يالهاي سنگلاخي بالايالهاي اولي وخط الراس به يال دومي وپس از گذراندن مسير فلش گزاري بر صخره رسديم كه در انجا چشم انداز هاي زيبا يي تمام آباديهاي اطراف ماهين ، چيزه ، بروج ، سزنق ومقانك بوضوح ديده مي شد. بنظر آندرانيم ماهين در قلب اين كوهستان قرار دارد. روبن دراين نقطه سخناني ايراد كرد كه قسمتي از ان به شرح زير است :

دوستان عزيز طبيعت خانه دوم شماست همانگونه كه شما براي پاكيزگي وزيبايي خانه خود تلاش مي كنيد اين محيط زيبا را كه زندگي بشر به آن بستگي دارد پاكيزه نگاه داريد واين عمل پسنديده را به كساني كه نميدانند آموزش دهيد وبدانيد كه تخريب طبيعت تخريب زندگي شهري ماست. زباله هاي غير قابل تحزيه مثل قوطي كنسرو پاكت آبميوه ، سيگار ، شيشه ، نايلون وديگر مواد مصنوعي طبيعت را از بين مي برد. چه خوب است همه را در كيسه اي حمع ودر سطل زباله بيندازيم.

آب رودخانه ها چشمه ها را با ريختن زباله هاي جامد يا مايع آلوده نسازيم زيرا ديگران هم حق استفاده آن آب پاك را دارند. به جانوران كوهستان اسيبي نرسانيد آنها را شكار نكنيد. ودر اخر اين نكته را بدانيد كه فلزات 95 سال وپلاستيكها 220سال وآلمينيوم 495 سال و شيشه يك ميليون سال طول مي كشد تا تجزيه شود.

دوستان عزيز حرف اخر اينكه : كوهستان بدون كوهنورد معنا ندارد. اين كوهنورد است كه به قله مي رسد وكوه معنا پيدا مي كندمن اين صعود را ونيز صعود به قله دماوند را  به دوست عزيز وهمنورد هميشگي ام اقاي قدرت الله اشتري تبريك مي گويم

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 8:21  توسط سید احمد حسینی   | 

سید مجید حسینی در گفت وگو با آنا:

 

نگهبان محله برقراري امنيت عمومي محلات است



سید مجید حسینی مدیر عامل موسسه حفاظتی – مراقبتی حافظان میثاق نور در گفت و گو با آنا‎‌‏‌، گفت :‌قریب به 3 سال که موسسه حافظان میثاق نور فعالیت خود را شروع کرده است و با توجه به سابقه بالای کار مدیریتی و بکار گیری افراد متخصص در مدیریت های اجرای ، آموزش و سایر دوایر توانسته با اشرافیت کامل بر مجموعه قوانین و مقررات تامین اجتماعی ،امور مالیاتی و سازمان کار و امور اجتماعی و نیز بهره برداری از سیستم های مکانیزه مالی و اداری بکار خود ادامه دهد .وي افزود:‌این موسسه با بکارگیری نگهبان محله و تعامل و همکاری نزدیک با کلانتری های محل توانسته در اولین لایه برخورد با جرایم و تخلفات مشهود به عنوان پل ارتباطی بین کلانتری و مردم قرار گیرد و در کاهش آمار جرائم سهم خود را به شایستگی ایفا نماید .
موسسه حفاظتی و مراقبتی حافظان میثاق نور در همین راستا موفق به عقد قرارداد حفاظت فیزیکی با تعدادی از سازمان ها و نهاد های دولتی فاقد رده بندی حفاظتی منجمله شرکت متانیر ، شرکت قطار های مسافری رجا و فرودگاه بین المللی پیام گردیده است .
حسيني درادامه گفت :‌ پروژه شهربان و حریم بان در سطح مناطقی از شهرداری تهران با سرمایه گذاری بخش خصوصی در دست اجرا می باشد .
وي تصريح كرد :‌شورای اسلامی شهر تهران در تاریخ 28/03/87 مصوبه ای را به شهرداری تهران ابلاغ کرد که براساس این طرح 4 مأموریت از جمله جلوگیری از ساخت و ساز های غیر مجاز در شهر، حفظ حریم شهر ، جلوگیر از سد معبر و نظارت بر اجرای مفاد کمیسیون ماده 100 برابر قانون و مقررات بر عهده شرکت توسعه خدمات شهری وابسته به شهرداری واگذار شد که این شرکت بعداً به نام شرکت شهربان و حریم بان تغییر نام پیدا کرد . در بررسی فنی که توسط شرکت مذکور صورت گرفت موسسه حفاظتی و مراقبتی حافظان میثاق نور بالاترین رتبه فنی را کسب نموده و برنده مناقصه گردید و از تاریخ 01/10/87 رسماً فعالیت خود را به عنوان شهربان و حریم بان بصورت مشخص در مناطق 1 ، 2 و 3 شهرداری تهران آغاز نمود و در حال حاضر نیز این طرح ادامه دارد .
وي گفت :‌با بکارگیری بیش از 200 نفر نیرو از مجموع 470 نیرو و تعداد 30 دستگاه خودروی نیسان پیکاپ به ارزش سرمایه ای 000/000/000/10 ريال از مجموع150 دستگاه خودرو که در سطح شهر با مشخصه هایی از قبیل : چراغ های گردان زرد و سبز و بغل نویسی های شهربان و حریم بان در شهر فعال هستند که براساس آمارهای تخلفات ساخت و ساز کاهش قابل توجهی داشته که ناشی از توانمندی این موسسه در امر اجرای طرح مذکور می باشد.
مديرعامل موسسه حفاظتی – مراقبتی حافظان میثاق نور افزود :‌با توجه به اهمیت طرح همه پرسنل از سطح تحصیلی دیپلم به بالا تا رده لیسانس برخوردار هستند و به خاطر فرهنگ آموزشی که مد نظر مدیران طرح بوده از افراد زیر دیپلم استفاده نشده است و با توجه به تاکیده موسسه به بحث تربیت و آموزش های اولیه و تخصصی پرسنل آموزش های لازم در خصوص نوع ماموریت و نوع برخورد ها ونحوه بکارگیری صحیح تجهیزات نظامی و انتظامی در مراکز مربوطه به پرسنل داده می شود .معتقد هستیم هر چه آموزش کامل تر باشد موضوع پیشگیری که براساس تأسیس موسسه حفاظتی و مراقبتی است موثر تر واقع شده و تخلفات و جرایم کاهش می باید . فلذا تمام افراد مشغول بکار در موسسه آموزش های اولیه را گذرانده اند و در موارد مختلف با توجه به نوع مأموریت آموزش های تخصصی را نیزفرا خواهند گرفت . برای مثال آموزش نگهبان محله که پایه اولیه آموزش است بصورت جزوه در دسترس نیرو ها بوده و نحوه برخورد با مجرمین ، نوع دستگیری و طرز استفاده از تجهیزات انتظامی و ... به پرسنل آموزش داده می شود .
حسيني گفت :‌به شرکتها و سازمان های دولتی ، محلات مختلف و مجتمع های تجاری ، اداری و مسکونی طرح ها و پیشنهادات حفاظتی از جمله : استفاده از نگهبان محله – بکار گیری دستگاه های الکترونیکی ، نصب روشنائی در اماکن فاقد نور کافی ، استفاده از حصار مناسب و ... را ارائه می دهیم که در نتیجه راندمان کار را بالا برده موجب کاهش آمار جرایم می گردد . ضمناً با توجه به اینکه مسئله بسیار مهم امنیت در تمامی کشور ها بصورت نسبی وجود دارد فلذا حرکت به سمت امنیت مطلق در راستای مشارکت مردم صورت خواهد پذیرفت که مصداق روشن آن حضور نگهبان محله می باشد .
وي افزود:‌با کسب مجوز های لازم از مرکز انتظام ناجا ، اختیار داریم که بانک های خصوصی و موسسات مالی و اعتباری را به لحاظ حفاظت فیزیکی و حفاظت از اسناد و اوراق بهادار تحت پوشش خود قرار دهیم که در این خصوص هم مذاکراتی با موسسات مالی و اعتباری مختلف داشته ایم و اخیراً از سوی موسسه مالی و اعتباری مهر نیز دعوت نامه ای برای مذاکره دریافت کرده ایم .
حسني ادامه داد :‌این موسسه با تلاش همکاران خود و تجربیاتی که بدست آورد در بخش های مختلف لوح های تقدیر دریافت کرده است . تقدیر نامه حضور فعال در نمایشگاه هفته ناجا اخذ و مجوز ارتقاء رتبه موسسه از 3 به 2 از طریق مرکز انتظام ناجا .
وي گفت : با استفاده از تجربه 30 ساله همکاران و تحقیقات و پژوهش های مرکز انتظام ناجا طی مدت حدود یک دهه در خصوص تأسیس چنین موسساتی که در قالب طرح مشارکت بخش خصوصی در ایجاد امنیت و نیز لحاظ نمودن نکاتی بین المللی مورد مطالعه قرار گرفته بود توانستیم به این نکته برسیم که با فرهنگسازی بین اقشار مختلف مردم می توان امنیت را در تمام نقاط کشور با حضور مردم بالا برد و با مدیریت صحیح نسبت به ایجاد فضای سالم اقتصادی و ایجاد کار آفرینی و افزایش اشتغال زایی در سایه این امنیت اقدام نموده که البته این امر در سایر کشور ها نیز به اشکال مختلف وجود دارد .
حسيني درپايان گفت :‌راه های مختلفی برای ارتباط با موسسه وجود دارد . از طریق مراجعه به کلانتری ها و مرکز اننتظام ناجا و همچنین از طریق سایت موسسه حفاظتی و مراقبتی حافظان میثاق نور ، امکان برقراری ارتباط و ارائه خدمات وجود خواهد داشت .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 12:12  توسط سید احمد حسینی   | 

قهوه قجری صعودیها

قهوه قجری خیلی فوری تاثیر می کرد ولی ملک فهد وملک عبدالله قهوه ای دارند که سالها بعد تاثیر می کند وهرکسی به مکه برود وآن قهوه را تبرکا میل کند به سرطان خون ومثانه دچار میشود ومثل عبدالعزیز حکیم اگر مداوا نکند زود ازبین میرود. الان همه رهبران خاورمیانه دچار این مرض هستند وکسی جز خاندان یهودی صعودی این کاررا نمی کند

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 16:35  توسط سید احمد حسینی   | 

بانک سرمایه دروغ می گوید!

سال گذشته بانک سرمایه اصلا سپرده سرمایه گذاری نداشته که بخواهد ۵.۲ بیشتر از بقیه بانکها بدهد!

این تبلیغات آنها فقط برای بالابردن نرخ سود است وتبدیل کردن نظام بانکداری به نظام ربوی است

نگاه بخش خصوصی به بانک نباید نگاه ربوی باشد والا همان بلایی که بر سر جهودهای نزولخوار آمد وادبیات اروپا مشحون از این زالو صفتان است ئچار می شوند.

نگذارید عده ای با پولشویی اینگونه نظام بانکداری را آنهم در تبلیغات صدا وسیمایی به لجن بکشند ..

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 16:25  توسط سید احمد حسینی   | 

اقتصاد رمضاني

اقتصاد رمضاني

«رمضان» فقط يك اعتقاد نيست، بلكه يك زندگي، يك دستور‌العمل و يك حيات طيبه است. اعتقادي است كه به شدت به زندگي نزديك و با آن عجين شده است. رمضان، ديدگاهي اقتصادي دارد كه در آن، مصرف انسان‌ها تنظيم و تعديل مي‌شود. براساس تئوري‌هاي اقتصادي، اقتصاد علمي است كه بين منابع محدود و نيازهاي نامحدود انسان رابطه برقرار مي‌كند. اين رابطه گاه قهري، گاه ظالمانه و گاه انسان‌‌‌‌دوستانه است. اما به هر حال برقرار مي‌شود. مثلاً سرمايه‌داري طرفدار تقسيم ظالمانه منابع بين انسان‌هاست. هركس سرمايه بيش‌تري دارد، بايد استفاده بيش‌تري ببرد و بقيه مردم كه سرمايه ندارند، حتي حق زندگي ندارند. قانون جنگل است، قوي‌تر هميشه قوي مي‌شود و ضعيف‌تر هميشه ضعيف. كسي نبايد در اين رابطه ترحم نشان دهد. رحم بر فقرا، باعث از بين رفتن سرمايه‌داران مي‌شود و احساس امنيت را در سرمايه‌داران از بين مي‌برد؛ زيرا مردم، دو طبقه بيش‌تر نيستند: يا سرمايه‌دار هستند يا سرمايه‌دار نيستند و كساني كه سرمايه‌دار نيستند، بايد به شدت كار كنند تا زندگي روزمره خود را بگذرانند. اگر غير از اين باشد، آن‌ها كار نمي‌كنند، تنبل بار مي‌آيند و تن‌پرور و گدا مي‌شوند، چرخ توليد نمي‌چرخد و سرمايه‌دار سود نمي‌برد. لذا سرمايه خود را برداشته و به مكان ديگري مي‌رود. سرمايه، بسيار سيال‌تر و فرّارتر از هوا و گاز است. فقط به جايي مي‌رود كه آمادگي داشته باشد، زمينه باشد و خلاء وجود داشته باشد، وگرنه فرار مي‌كند و چون حمايت از سرمايه‌داري فقط در سركوب كارگران و حقوق‌بگيران است، لذا هر روز فاصله بين دو طبقه افزايش مي‌يابد. طبقه مرفه و بهره‌مند هر روز بهره‌مندتر مي‌شود و طبقه كارگر و فرودست هر روز فرودست‌تر مي‌شود و نمي‌توان از فروپاشي آن در نهايت امر جلوگيري كرد.

تقسيم قهري ثروت، بر اساس ارث و ميراث، افسانه‌ها و تئوري‌هاي گنج‌يابانه استوار است. بسياري از خانواده‌ها در طول ساليان سال در تمامي كوران‌هاي تاريخي، زندگي ثابت و مشخصي داشته‌اند. تقريباً مي‌توان گفت مانند عقايد زرتشتيان، انسان‌ها بر اساس طبقات مختلف بيشه‌وران، موبدان، سپاهيان و كشاورزان به دنيا مي‌آيند و از دنيا مي‌روند. كشاورز، هميشه كشاورز باقي‌ مي‌ماند و نجيب‌زاده، هميشه نجيب‌زاده باقي خواهد ماند.

خانواده سلطنتي انگليس، هلند، نروژ، حتي كشورهاي عربي چون مغرب، اردن و يا امپراطوري ژاپن، همگي به اين امر تكيه دارند تا افسانه‌وار عده‌اي در زندگي مرفه‌ فرو رفته باشند. تعرض به اين عده، دزدي و خيانت محسوب مي‌شود و هيچ ‌كس حق اعتراض ندارد. اين هاله‌ي مقدس كه اطراف خانواده سلطنتي و امپراطوري را گرفته، كم‌كم در دولت‌هاي مردمي هم نفوذ خود را پيش مي‌برد. در واقع بسياري از جمهوري‌ها يا دموكراسي‌هاي اخير نيز به دنبال هاله‌‌اي ناشناخته در اطراف خود هستند؛ به طوري كه اكنون بيش از دويست سال است كه رييس‌جمهور آمريكا به طور غير مستقيم از سوي يك باند مشخص تعيين مي‌شود و مردم در انتخاب رييس‌جمهور نقش ندارند. ولي تبليغات، طوري است كه وانمود مي‌شود آن‌ها از سوي مردم انتخاب مي‌شوند! در اروپا و اسراييل و همه‌ي كشورهاي مدعي دموكراسي فقط دو حزب مطرح وجود دارد كه مانند بازي فوتبال، گه‌گاهي رييس‌جمهور را بين خود پاسكاري مي‌كنند. تشكيلات احزاب دموكرات و جمهوري‌خواه يا كارگر و سوسياليست يا محافظه‌كار، همه بر اين مبنا است كه عده‌اي به عنوان كادر اصلي يا هسته مركزي هستند و بقيه مردم، هواداران محسوب مي‌شوند. هواداران، هيچ گونه حقي در انتخاب اعضاي كادر نداشته و معمولاً اعضاي كادر هميشه ثابت هستند و دليل آن هم اين است كه مي‌گويند تجربه كاري دارند و بايد از تجربيات آن‌ها استفاده شود. در واقع از 250 ميليون جمعيت آمريكا، 50% كه عضو احزاب نيستند، از 50% باقي‌مانده هم حدود 90% آن هوادار هستند و تنها 10% يعني 5% كل جمعيت در انتخاب رييس‌جمهور نقش دارند و برخلاف تبليغات رييس‌جمهور آمريكا، رييس‌جمهور 5% مردم است نه 100% آن!

 

توزيع انسان دوستانه منابع

ايجاد عدالت يا توزيع انسان‌دوستانه ثروت و منابع، روش ديگري از توزيع ثروت است كه غالباً فراموش شده يا مورد غفلت قرار مي‌گيرد.

عدالت در توزيع ثروت و منابع كمياب طبيعت بين انسان‌ها به معني آن است كه افراد در هر مقام و پست و منصب كه هستند، بايد با هم برابر باشند. اگر نان است، همه بخورند و اگر نيست، هيچكس نخورد و تقسيم حالت بينابين هم به حد متوسط بايد باشد. مثلاً اگر نان كم است، اينطور نباشد كه عده‌اي چند تا چند تا بخورند و بقيه بدون نان بمانند؛ بلكه بايد به نسبت تقسيم كرده و هركدام تكه‌اي بردارند. البته اين امر در محاسبه بسيار ساده ولي در اجرا بسيار مشكل است. مثلاً در زمان پيامبر، هر غنيمت جنگي كه بود به طور مساوي تقسيم مي‌شد يا در محاصره اقتصادي شعب ابوطالب، يك خرما را چند نفر مي‌خوردند. در بسياري از جنگ‌ها هم پيامبر، سنگ به شكم مي‌بست تا با جلوگيري از اتساع معده، احساس كم‌تري نسبت به گرسنگي داشته باشد. در واقع، پيامبر نمي‌گفت كه من سير بخوابم، بقيه گرسنه بودند، عيب ندارد؛ بلكه مخصوصاً خود را گرسنه نگه مي‌داشت تا غذا به همه برسد و اگر هم غذا كم مي‌رسيد، همه مطمئن بودند كه پيامبر هم خود گرسنه مانده‌ است. در زمان حكومت حضرت علي (ع) شرط حكومت ايشان برابري و عدالت بود. به طور نمونه تمام سكه‌هاي خزانه را بين مردم تقسيم كرد؛ هم ياران قديمي پيامبر 2 درهم گرفتند، هم مسلمانان تازه به دوران رسيده و حتي يهودي‌ها و غير مسلمان‌هاي تازه مسلمان شده. همان طور كه در تاريخ خوانده‌ايم اين امر باعث شد تا جنگ‌هاي خونين جمل، صفين و نهروان بر حضرت علي (ع) تحميل شود كه حضرت علي (ع) در اين مورد فرموده است كه مردمي كه از اجراي عدالت ناراحت هستند، از بي‌عدالتي‌ها بيش‌تر رنج خواهند برد و اين است كه افراد ضد عدالت دچار سردرگمي هستند؛ از يك سو عدالت را ستايش مي‌كنند و از سوي ديگر از اجراي آن ناراحت هستند!

به طور مثال وقتي خبر دستگيري مفسدين در چين يا آمريكا يا انگليس پخش مي‌شود، اين‌ها خوشحالند و مي‌گويند در آمريكا و چين و اروپا با مفسدين اقتصادي مبارزه مي‌شود. ولي به محض اين كه در ايران مفسدين را دستگير مي‌كنند ناگهان بحث، سياسي مي‌شود! و كساني كه از شهرام جزايري مبالغي را دريافت كرده‌اند، آدم‌هاي انقلابي و پاكباز معرفي مي‌شوند.

اين تناقض عجيب رفتاري از آنجا نشأت مي‌گيرد كه ما شاهد منافع فردي، خانوادگي، فاميلي يا حزبي در آن هستيم. يعني اگر در تاريخ بخوانيم كه چنگيزخان مغول هزاران نفر را كشت، يك لبخند مي‌زنيم يا حداكثر يك فحش مي‌دهيم! اما همين كه يكي از اين كشته‌ها قرار شد، خود ما باشيم، آن وقت معلوم است چه حادثه‌اي اتفاق مي‌افتد.

وقتي مي‌گويند در زندان گوانتاموا، شكنجه مي‌شود ممكن است برايمان مهم نباشد يا شايد بعضي‌ها حتي برعكس، بگويند كه لازم است شكنجه شود؛ اما همين كه يك باطوم به سر ما خورد، تمام معادلات عوض مي‌شود! شكنجه‌گري محكوم و به شدت زشت محسوب مي‌شود. عدالت هم همين طور است؛ اگر عدالت بين مردم باشد و اصطكاكي با منافع نداشته باشد، اشكال ندارد، ولي همين كه با منافع حزبي، گروهي و شخصي اصطكاك پيدا كرد، عدالت، دشمن مي‌شود! سهام عدالت، مسكن مهر، صندوق مهر امام رضا (ع) و امثال آن دچار چنين سرنوشتي هستند! همه منتظر دريافت سهام عدالت هستند، همه خواستار وام هستند و وقتي بر اساس عدالت به آن‌ها نمي‌رسد، دشمن اين طرح مي‌شوند. لذا دشمني‌ها و دوستي‌ها با طرح‌ها و لوايح در ايران و يا شايد در بسياري از كشورها بر اساس منيّت و خودپسندي تفسير شود، نه بر اساس علمي و آرماني؛ به همين دليل مي‌توان به سادگي آن را اثبات كرد. مثلاً روزنامه‌هايي كه روزي يك طرح را خوب مي‌دانستند، روز ديگر آن را بد دانستند، نوشته‌هايشان موجود است يا برخورد سليقه‌اي هم همين طور است. مثلاً اگر طرح سهام عدالت يا كمك مالي 50 هزار توماني در آمريكا باشد، خوب است ولي اگر در ايران باشد، عده‌اي آن را گداپروري مي‌گويند!

 

رمضان، در پي تعديل نيازها

ماه رمضان، فلسفه‌اي در همين راستا دارد. اين ماه مي‌خواهد نيازها را تعديل كند و آن را كاهش دهد تا برابر منافع شوند؛ يعني اگر گندم يا برنج كم است، مي‌گويند كم‌تر بخوريد و يا آب كم است، كم‌تر بنوشيد. زيرا بسياري از مردم تصور مي‌كنند كه اگر كم بخورند، تا نخورند خواهند مرد! مانند بسياري از ما كه وقتي يك بيماري جزئي مي‌گيريم، فكر مي‌كنيم دنيا به آخر رسيده و ما در حال مردن هستيم!

وقتي تشنه مي‌شويم، جمله‌ي معروف از تشنگي هلاك شديم را مي‌گوييم. از گرسنگي هم به همين صورت ياد مي‌كنيم. اما ماه رمضان مي‌خواهد با تمرين نخوردن و نياشاميدن، بگويد كه نخوردن و نياشاميدن آنقدر هم ترسناك نيست.

اراده انسان، قوي هم مي‌شود. يعني انسان‌ها معمولاً كارهاي خوب را دوست دارند ولي در اجراي آن همان طور كه اشاره شد، ضعف دارند. ماه رمضان مي‌گويد: شما مي‌توانيد اراده خود را قوي كنيد. كسي كه از صبح علي‌الطلوع تا غروب آفتاب با اين كه گرسنه مي‌شود، نمي‌خورد و يا تشنه مي‌شود و نمي‌آشامد، در واقع اراده خود را قوي كرده است. اين اراده‌ها در جمع، قوه مجريه يا اجرايي يك مملكت را مي‌سازند. يعني اگر مردم، تك تك خودساخته و قوي اراده و با عزم راسخ باشند، مجموعه‌ي آن‌ها يك ملت و يك دولت با اراده خواهد بود. در مقابل گرسنگي و تشنگي تحريم اقتصادي خم به ابرو نمي‌آورند و آن را تحمل مي‌كنند تا دشمن بداند كه قدرت اراده‌ي اينها باعث پيروزي بر مشكلات مي‌شود. البته در اين خصوص هم همان طور كه اشاره شد، ممكن است برخورد دوگانه شود: مثلاً اگر بشنويم كه در ژاپن بعد از جنگ دوم جهاني، ژاپني‌ها زياد كار كردند و كم خورند، مي‌گوييم كه كار خوبي كردند تا مملكت خود را بسازند، ولي همين كه قرار شد ما اين كار را بكنيم و كمي نان يا پنير ما را كاهش دادند، فريادمان بر خواهد ‌آمد كه همه چيز تورم است، همه چيز گراني است و مردم در قحطي به سر مي‌برند و گرسنگي، مردم را آزار مي‌دهد! رياضت كشيدن براي ژاپني‌ها، هندي‌ها و چيني‌ها خوب است، ولي براي ما خوب نيست!

در اقتصاد رمضاني، تمرين نقاط اقتصاد هم ديده شده است. مردمي با وضع خوب هم بايد روزه بگيرند، مردم فقير هم بايد روزه بگيرند و اين نشان‌ آن است كه نقش انسان‌ها در جامعه و تحريك‌‌پذيري اراده آن‌ها بسيار مهم است.

اگر در جنگ رواني دشمن در تحريم اقتصادي، يك گروه شركت نكنند ممكن است دشمن موفق به اجراي مقاصد خود شود. لذا همه طبقات بايد تمرين كنند و همه مردم در باب قانون مساوي هستند و اين تمرين‌ها مردم را به جايي راهنمايي مي‌كند كه خير دنيا و آخرت آن‌ها در آن است. مردم، امروز ديگر فريب تبليغات دشمن را هم نمي‌خورند و در مقابل آن به وحدت مي‌رسند. ممكن است دشمن، كمبود منابع را كه امري ذاتي است، به امري سياسي تبليغ كند، تورم را كه يك امر علمي است، امري اعتباري تبليغ كند و از اصطكاك منافع مردم با اجراي عدالت، بيش‌ترين بهره را براي ضربه زدن به نظام ببرد، ولي مردم آماده‌اند، حرف‌هاي همه را مي‌شنوند، همه‌ي حرف‌ها را تكرار مي‌كنند، همه چيز را مي‌گويند و و خوشبختانه با اين روش دشمن را به اشتباه مي‌اندازند و درست زماني كه دشمن تصور مي‌كند در تبليغات خود پيروز شده است، ناگهان مردم حركتي خودجوش مي‌كنند كه دشمن را مات و مبهوت مي‌كند. در جنگ تحميلي ديديم كه دشمن تبليغ كرد كه سه روز به تهران خواهد آمد، اما در همان قدم اول زمين‌گير شد. بارها اين تبليغات را كردند كه نظام جمهوري اسلامي سقوط خواهد كرد، ولي خودشان ساقط شدند. اين آموزش ملتي است كه رمضان دارد: رمضان يعني تعديل نيازها براي هم سطح شدن با امكانات موجود.

                                                                                                 سيد احمد حسيني ماهيني

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 9:56  توسط سید احمد حسینی   | 

اقتصاد ورزش رو به شكوفايي مي‌رود؟

اقتصاد ورزش رو به شكوفايي مي‌رود؟

كنفرانس خبري مديران عامل باشگاه‌هاي پيروزي و استقلال براي تأسيس شركتي خصوصي در حمايت از هواداران، اميدهايي در دل مديران زنده كرد تا شايد بتوانند از كمبود بودجه و كسري‌هاي پرداختي خود نجات پيدا كنند. مديرعامل شركت تازه تأسيس كه در ميان دو مديرعامل نشسته بود و از ايده‌هاي خود براي پرورش فوتبال و تزريق بودجه به آن سخن مي‌گفت، از تأسيس شركت و اخذ مجوزهايي صحبت كرد كه مي‌توانست بستر بسيار خوبي براي درآمد‌زايي باشد و از طريق ساماندهي هواداران و فروش بليط‌هايي براي پيش‌بيني بازي‌ها و اعلام نتايج و اعطاي جوايز، سخن مي‌راند.

آقاي انصاري‌فرد، مديرعامل باشگاه پيروزي نيز در تأييد فرمايشات آقاي آلفرد عابدي گفت: فيفا چهار نوع درآمد را براي فوتبال پيش‌بيني كرده كه از جمله آن‌ها فروش بليط، جذب اسپانسر، پخش تلويزيوني و قبول آگهي‌هاست. در حالي كه در ايران، هيچكدام از اين‌ها مثمرثمر واقع نشده و فوتبال ايران به كمك‌هاي دولت بعلت  كسري بودجه نياز دارد. وي اشاره كرد كه در عربستان فقط يك تبليغ بر روي سينه فوتباليست‌ها، 20 ميليارد دلار درآمد دارد در حالي كه در ايران، وقتي براي اولين بار اين كار را انجام داديم، صداوسيما از پخش آن بازي خودداري كرد و صاحب شركت هم از ما جريمه خواست. در فروش بليط هم معمولاً دو باشگاه در سال، هر ديدار مهمي داشته باشند، مردم بليط را به هر قيمتي شده، تهيه مي‌كنند. حتي در امارات كه مسابقه داشتيم، يك ايراني، تمام بليط‌ها را يكجا خريد و رايگان به هواداران پيروزي داد تا به تماشاي فوتبال بيايند. اينها نشان مي‌دهد كه فوتبال مي‌تواند درآمد خود را داشته باشد و به دولت متكي نباشد. به طور مثال، سازماندهي هواداران، يكي از راه‌هاي درآمدي است. در عربستان، كل جمعيت، 7 ميليون نفر است و لذا هواداران آن ممكن است به يك ميليون نفر هم نرسد. در حالي كه در ايران، برابر تمام جمعيت عربستان، هوادار داريم و اگر هواداران دو تيم با هم در نظر گرفته شوند، شايد تا 15 ميليون هم هوادار باشد. با اين وسعت هواداري، هواداران و بازيكنان كشورها ي ديگر تصور مي‌كنند ما باشگاه بسيار ثروتمندي هستيم؛ حتي به كشورهاي ديگر كه مي‌رويم با توجه به مطرح بودن دو تيم پرسپوليس و استقلال در سطح آسيا، تقريباً همه ما را ثروتمند مي‌دانند؛ در حالي كه بودجه ما حدود 10% كل نياز ماست و ما هميشه براي پرداخت دستمزد بازيكنان، مشكل داريم. وي سپس با شاهد گرفتن آقاي واعظ آشتياني گفت كه گرچه ما در ميدان بازي، رقيب يكديگر هستيم، ولي تصميم داريم با تأسيس اين شركت در كارهاي اقتصادي و مالي با يكديگر هماهنگ باشيم تا بتوانيم بيش‌تر به خود متكي بوده و به فوتبال حرفه‌اي بيانديشيم. واعظ آشتياني هم ضمن دفاع از فوتبال حرفه‌اي گفت كه مردم بايد بدانند هواداري از فوتبال، بايد ساماندهي شود و بدون كمك هواداران، فوتبال حرفه‌اي وجود ندارد.

به هر حال بايد دانست علي‌رغم اميدواري‌هاي هوادران اين باشگاه‌ها، هنوز راه بسياري براي درآمد‌زايي فوتبال باقي است. مردم ما فوتبال را دوست دارند ولي اغلب، فرهنگ فوتبال با چالش روبه‌روست. عده‌اي از خانواده‌ها به دليل اينكه فوتبال، مانع درس خواندن فرزندان مي‌شود، از اين بازي ناراحت هستند؛ عده‌اي ديگر، آن را يك ابزار غربي مي‌دانند كه براي ايران نبايد مهم باشد و عده‌اي هم اشكالات فرهنگي بر آن وارد مي‌كنند و مي‌گويند كه اساس بازي فوتبال براي شرط‌بندي است و شرط‌بندي در اسلام، حرام است. لذا برد و باخت در فوتبال از اهميت مالي برخوردار نمي‌شود. در غرب، شرط‌بندي شايد يكي از بزرگ‌ترين جاذبه‌ها و منابع درآمدي فوتبال باشد و شايد شركت مزبور نيز بر اساس همين عقيده شكل گرفته است،  ولي امكان ندارد كه فراگير و عمومي شود. زيرا از يك‌سو برد و باخت در اسلام حرام است و شرط‌بندي براساس آن جايز نيست و اگر در سطح وسيعي مطرح شود، ممكن است حساسيت مراجع مذهبي را برانگيزد.

 

نقش NGOها در ورزش

در ايران مراكز بسياري براي حمايت از ورزش تشكيل شده است كه ذيلاً به سه مركز مهم آن اشاره مي‌شود:

1.      خانه ورزشكارن ايران.

2.      ائتلاف بزرگ ورزش.

3.      سازمان قهرمانان ملي ورزش.

خانه ورزشكاران ايران در سال 1350 تأسيس شده است. مؤسس آن آقاي قليچ ‌خاني است كه وي نسبتي با فوتباليست معروف داشته و اكنون مدرس بوكس مي‌باشد. آقاي قليچ ‌خاني در سال 1350 با تأسيس محلي براي اسكان ورزشكاران، كار خود را شروع كرد و تاكنون نزديك به يك ميليون نفر را به تناوب به صورت‌هاي انفرادي يا دسته‌جمعي اسكان داده است. در واقع ورزشكاران شهرستاني كه براي مسابقات به تهران مي‌آيند، بايد در هتل‌هاي گران‌قيمت با هزينه‌هاي بالا ساكن شوند. اما برخي از آن‌ها قادر به پرداخت اين هزينه‌ها نيستند. لذا ايشان با دريافت حداقل مبلغ و يا برخي مواقع، كمك مالي به اين قهرمانان در اسكان  و تغذيه‌ آن‌ها كمك مي‌كند.

اخيراً با ورود هوشنگ رحمتي به عنوان رييس هيأت مديره، فعاليت‌هاي جديدي براي حمايت مالي ورزشكاران آغاز شد كه تاكنون حداقل حدود 6 پروژه بزرگ مسكوني در اقصي‌نقاط ايران است كه تحت عنوان تعاوني مسكن ورزشكاران با كمك ورزشكاران معروفي چون هادي ساعي آغاز شده كه مي‌تواند تا 3000 نفر را صاحب مسكن نمايد و ورزشكاران نيز با ثبت‌نام در اين پروژه‌ها حمايت خود را از اين حركت مهم اعلام داشته‌اند؛ به نحوي كه براي هر باشگاه، سهميه‌اي منظور و به آنان اعلام شده است. اين پروژه‌ها در شمال، نزديك چمخانه به عنوان شهرك مسكوني هادي ساعي و در مشهد، تهران، شهرك پرندك و دماوند هم آغاز به كار كرده است.

علاوه بر خانه ورزشكارن ايران كه پروژه‌هاي مسكوني را دنبال مي‌كند و سعي دارد با خانه‌دار كردن ورزشكاران از بار مالي باشگاه‌ها بكاهد، ائتلاف بزرگ ورزش ايران نيز مسائل رفاهي ورزشكاران از جمله بيمه و بازنشستگي و از كارافتادگي را در دستور كار قرار داده است. اين ائتلاف بزرگ ورزش با دبير كلي سردار اماميان در سال‌هاي 82 و 83 آغاز شد. ايشان در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و واحد تربيت ‌بدني آن مسؤوليت‌هايي داشته‌اند و با استفاده از تجربيات خود به تحليل راهبردها و كاركردهاي ورزشي همت گماشتند. از جمله كارهاي سردار اماميان، دعوت از پيشكسوتان ورزش بوده كه با اعطاي جوايزي به آنان سعي كرده‌اند تا آنان در سنگر ورزش باقي بمانند. حضور پيشكسوتان از دو جنبه اهميت دارد؛ يكي آنكه جوانان از تجربيات آنان استفاده مي‌كنند و تجربيات، از بين نمي‌رود و يك پيوستگي بين نسل‌هاي مختلف ورزش به وجود مي‌آيد، از سوي ديگر باعث شادماني و بالا رفتن روحيه پيشكسوتان مي‌شود. زيرا ورزش به لحاظ ماهيت‌ ذاتي خود، انسان‌ها را تا سن به خصوصي لازم دارد. مثلاً يك فوتباليست تا سن 30 يا 35 سالگي مورد احتياج است. بعد از آن است كه بسياري از ورزشكاران، منزوي مي‌شوند و فقط ممكن است تعداد انگشت‌شماري از آنان در رديف مربيگري به كار خود ادامه دهند. لذا براي پيگيري بهتر اين موضوع، آقاي سعيد حق‌وردي، فوتباليست قديمي نيز اقدام به تشكيل سازمان ملي قهرمانان ورزش ايران نموده و با كسب مجوز از وزارت كشور در حدود سه هزار تن از قهرمانان را سازماندهي و از پيشكسوتان، قدرداني نموده است و اخيراً نيز با اجراي مسابقات دو جانبه در ساري و قائم‌شهر بين تيم نساجي مازندران و مازني‌هاي ليگ برتر، توانست كمكي مالي براي كميته امداد استان مازندران باشد و درآمد حاصل از اين بازي را به نفع كودكان بي‌سرپرست اهدا نمايد. اكنون نيز به دنبال ثبت اولين‌ها در كتاب  گينس است؛ به طوري كه يكي از ورزشكاران به نام حب‌درويش با هزينه اين سازمان قرار است به انگلستان برود و ركورد خود را ثبت نمايد.

راه‌هاي جديد پول‌سازي

ورزش در ايران بايد باز تعريف شود تا بتواند به پول‌سازي برسد. زيرا اگر باز تعريف نشود، تضاد موجود در آن باعث هدر رفتن انرژي‌ها مي‌شود؛ چنانكه تاكنون در عرض اين سي سال اتفاق افتاده است. وقتي*******مسؤوليتي داشته، گزارش دادند كه باشگاه استقلال هنوز با اينكه مدتي از انقلاب اسلامي گذشته با افراد سابق سر و سرّي دارد و عكس شاه و طرفداران او را در اتاق‌ها نصب كرده، لذا طي حكمي اين افراد دستگير و محل باشگاه هم مصادره شد و اين رفتار دوگانه ادامه داشت. يعني باشگاه پيروزي و استقلال با توجه به اينكه نام خود را عوض كردند ولي نتوانستند اعتماد مردم را به خود جلب كنند. لذا بخش اعظمي از هواداران به دلايل اجتماعي، رابطه خود را با باشگاه، تضعيف كردند و حداقلي كه ماندند، بسيار خشن و ناصواب از اين دو باشگاه حمايت كردند. به طوري كه هميشه در بازي بين دو باشگاه در استاديوم آزادي حتماً بايد خسارت‌هايي به مردم وارد مي‌شد. مديران باشگاه‌ها قدرت كنترل تماشاگر را نداشتند و صداو‌سيما هم با عنوان كردن تماشاگرنما، نمي‌توانست تأثير فرهنگي بر آنان داشته باشد. اكنون بايد اين معضل براي هميشه حل شود تا مشكل اقتصادي باشگاه‌ها هم از بين برود. گرچه هنوز هم مقاومت‌هايي ديده مي‌شود. مثلاً با اينكه نام باشگاه، پيروزي است خيلي از افراد سعي دارند از كلمه پرسپوليس استفاده كنند. استفاده از نام، باعث تشديد دوگانگي در بين هواداران مي‌شود.

هواداران دولتي و هواداران سنتي با هم در يكجا جمع نمي‌شوند تا اين مشكل را برطرف كنند. مديران باشگاه‌ها از سوي سازمان تربيت بدني انتخاب مي‌شوند، ولي نمي‌توانند در هيأت مديره يا بين مربيان يا بازيكنان، اعمال مديريت كنند. لذا درآمدها از بين مي‌رود. مثلاً كميته انضباطي حكم صادر مي‌كند تمام بازي‌هاي بين دو باشگاه پرطرفدار، بدون تماشاگر باشد! و اين يعني از بين رفتن منابع اصلي درآمد دو باشگاه.

البته غير قابل اجتناب است؛ زيرا مربيان يا مديران واسطه سعي مي‌كنند از تماشاگران به عنوان گروه فشار استفاده كنند و لذا منابع دولتي هم مقاومت مي‌كنند و از دو طريق درآمد آنان مسدود مي‌شود؛ هم بودجه دولتي كم مي‌دهند و هم جلوي فروش بليط يا آمدن تماشاگر را مي‌گيرند.

تيم فوتسال با تيم‌هاي جديد‌التأسيس در اين زمينه بهتر عمل كرده است و لذا مي‌بينم با اينكه جديد هستند ولي در سطح بين‌المللي، حرفي براي گفتن دارند. اكثر تيم‌هايي كه جديد تأسيس شده‌ است، معمولاً مشكل مالي هم ندارند، زيرا از ابتدا تأسيس آن‌ها براساس اصول بوده و درآمد و هزينه‌هاي آن تعريف شده است. مثلاً اگر درآمد، كاملاً دولتي بوده است، دولت نسبت به پرداخت آن اقدام نموده است. اما باشگاه‌هاي قديمي‌تر به علت اينكه در زمان گذشته تأسيس شدند، نمي‌توانند با روند جديد، خود را هماهنگ كنند. لذا از آنجا رانده و از اينجا مانده مي‌شوند. رشد رشته‌هاي مختلف كاراته، جودو، كونگ‌فو، ووشو و امثال آن در اين چند سال اخير نشان مي‌دهد كه تهيه بودجه و ساماندهي ورزش اگر بر مبناي يك اصل مشخص باشد، به درستي پيش مي‌رود و در سطح جهاني هم مدال‌آور و پرافتخار است. اما وجود تضاد دروني در يك تيم و يك بام و دو هوا بودن آن‌ها مانع وحدت رويه شده و از درآمد‌زايي مي‌كاهد.

مثلاً انديشه درآمدزايي در باشگاه‌ها، همانطور كه اشاره شد بيش‌تر بر مبناي شرط‌بندي و برد و باخت است. لذا استقلال باشگاه‌ها و درآمد آن‌ها اغلب از فريب مردم به دست مي‌آيد. مردم را به زور تبليغات در يك مسابقات واهي وارد كردن، شرط‌بندي و پيشگويي نمودن، بعد هم جيب آن‌ها را خالي كردن. در حالي كه وحدت رويه كمك مي‌كند كه تماشاگران، يكدست شده و از تخريب اموال عمومي بپرهيزند، بازار سياه از بين مي‌رود و باعث مي‌شود كه هميشه مردم در استاديوم‌ها حضور داشته باشند. اصرار بر از بين بردن ارزش‌هاي فرهنگي ممكن است در مدت كوتاه، درآمدزا باشد ولي نهايتاً جامعه را به مقابله با خود مي‌كشاند و اين چيزي است كه ورزش، آن را نمي‌پسندد. يك قهرمان دوست دارد كه قهرمان ملي باشد، نه قهرمان يك گروه، با يك جناح خاص سياسي يا اجتماعي؛ تفاوت اين ديدگاه به نابودي درآمد مي‌انجامد. مثلاً اگر علي كريمي، مچ‌بند سبز ببندد، به ناچار از باشگاه اخراج مي‌شود و هرچه هم توجيه كند، مردم قانع نمي‌شوند. زيرا معلوم مي‌شود كه وي خواسته تا قهرمان يك جناح باشد. كليه قهرماناني كه به يكي از جناح‌ها وابسته شدند، از دور خارج مي‌شوند ولو اينكه جناح مزبور، زندگي شخصي آنان را تأمين كند.

سيد احمد حسيني ماهيني   

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 9:44  توسط سید احمد حسینی   | 

نرخ بهره در بانكداري ايران

نرخ بهره در بانكداري ايران

برخلاف تصور بسياري كه اقتصاد ايران را يك اقتصاد بيمار مي‌دانند، در حاليكه اقتصاد ايران، اقتصادي شكوفا و اميدوار‌كننده است. چرا كه هر روز شاهد رشد يك بانك جديد، تأسيس بانك يا توسعه‌ي بانك‌هاي ديگر هستيم. حتي بانك‌هاي زيان‌ده دولتي وقتي وارد بورس مي‌شوند، در يك ثانيه‌‌ سهام آن به فروش مي‌رسد. چرا چنين حادثه‌اي اتفاق مي‌افتد، آن هم در شرايطي كه در جهان سرمايه‌داري، بانك‌ها يكي پس از ديگري ورشكست مي‌شوند؟ البته از نظر برخي، آمريكا هر كاري كند خوب است! با اينكه دو تريليون دلار بدهكار است و 5/1 تريليون دلار كسري بودجه دارد، مي‌گويند خيلي زرنگ است! با پول ديگران كار مي‌كند، از كشورهاي ديگر پول مي‌گيرد و براي خودش كار مي‌كند. همين‌ها زماني كه آمريكا بدهكار هم نبود، اين طور مي‌گفتند كه آمريكا كشور ثروتمندي است، به طوري كه به همه جهان كمك مالي مي‌كند! آيا تبديل شدن يك كشور ثروتمند كه با طرح مارشال به اروپا و جهان كمك مالي مي‌كرد به يك كشور بدهكار كه رييس‌جمهور آن براي جذب كمك‌هاي مالي اعراب و اسرائيل، ناچار است يك روز اعراب را مهم جلوه دهد، روز ديگر اسرائيل را، واقعاً يكي است؟ اوباما وقتي به مصر مي‌رود با كلمه سلام عليكم عربي با آنان سخن مي‌گويد يا به اسرائيل كه مي‌رود، مي‌گويد كه حفظ امنيت اسرائيل، اولويت اصلي آمريكاست. جالب است كه يك مهماني در ماه رمضان ترتيب مي‌دهد و خودش هم روزه مي‌گيرد. ولي مهمان ويژه اين ضيافت، سفير اسرائيل در كاخ سفيد است! گرچه ممكن است همين دودوزه‌ بازي هم به نظر آمريكاپرستان يك زرنگي باشد، ولي به هر حال نشان يك اقتصاد سالم نمي‌تواند باشد و به زودي شاهد بدهكاري بيش‌تر آمريكا خواهيم بود. زيرا هزينه‌هاي آمريكا امري اجتناب‌ناپذير است. اما درآمدهاي آن به هيچ وجه قابل حصول نيست. هزينه‌هاي آمريكا، هزينه‌هاي دفاعي يا هزينه جنگ در افغانستان، عراق و ساير كشورهاست. باتلاق عراق چنان براي آمريكا هزينه ‌دارد كه حتي عقب‌نشيني از اين كشور، بالاترين هزينه جنگي در طول تاريخ آمريكا را بر آن تحميل مي‌كند؛ يعني اينكه چه در عراق بماند يا از آن خارج شود، هزينه‌هاي سرسام‌ آوري خواهد داشت. اما درآمدهاي آن فقط از ماليات است كه مردم به علت ركود اقتصادي قادر به پرداخت ماليات نيستند و شركت‌ها هم به همين دليل اعلام ورشكستگي مي‌كنند. تنها راه باقي مانده براي آمريكا، دست كمك دراز كردن به سوي كشورهايي است كه تا ديروز با كمك‌هاي جزئي، حكومت آن‌ها را ساقط مي‌كرد!

اما در ايران مي‌بينيم حتي يك مؤسسه مالي بدون مجوز بانك مركزي تا 3 هزار شعبه در سراسر ايران افتتاح مي‌كند! مؤسسه مهر يا مؤسسه قوامين يا مؤسسه سينا و امثال آن، مؤسساتي هستند كه بدون مجوز بانك مركزي تأسيس شدند و تبليغات آنان از بانك‌هاي عادي با قدمت هشتاد ساله بيش‌تر است.

يك سازمان كوچك اقتصادي مانند سازمان اقتصاد اسلامي، داراي سه هزار صندوق قرض‌الحسنه است كه هركدام از اين صندوق‌هاي قرض‌الحسنه خود دنياي پول و سرمايه است كه مثلاً نمونه آن كه بايد بر اين‌ها اضافه كرد، صندوق قرض‌الحسنه كوثر است كه سال‌هاست در بازار ريشه دارد و وام‌هاي كلان بدون بهره پرداخت مي‌كند و همچنين صندوق‌هاي قرض‌الحسنه يا مؤسسات اعتباري كه از وزارت كشور مجوز دارند يا از طريق شركت‌هاي تعاوني تأسيس شده‌اند و تعاوني اعتباري را تشكيل داده‌اند كه علاوه بر اينان، ميليون‌ها صندوق قرض‌الحسنه ثبت نشده در سطح فاميلي و محلي نيز وجود دارد كه هركدام از ما حداقل چندتاي آن را مي‌شناسيم و از آن‌ها وام دريافت كرده‌ايم. سهولت چرخش پول و شرايط اخذ وام و بازپرداخت آن باعث شده حتي در ادارات و سازمان‌هاي رسمي هم صندوق قرض‌الحسنه كاركنان تشكيل شود.

 

وام‌هاي يك طرفه و دو طرفه!

مردم ايران قرض‌الحسنه را خوب مي‌شناسند و به آن عمل مي‌كنند ولو اينكه سيستم بانكي وارداتي با آن دشمن بوده و با شدت با آن برخورد كند. از نظر قرض‌الحسنه، وام‌ها دو حالت دارند: يك طرفه و دو طرفه. يك طرفه بودن وام به شرط صفر بودن بهره و دو طرفه آن، به شرط مشاركت است. يك طرفه بودن به اين صورت است كه عده‌اي خيّر جمع مي‌شوند و پول‌هايي كه قرار است خيرات كنند، در صندوق قرض‌الحسنه مي‌گذارند، زيرا حديث نبوي است كه قرض دادن از صدقه دادن بهتر است!

در صدقه، شخص ممكن است تنبل بار بيايد ولي در قرض، چون بايد پس بدهد، به كار و كوشش وادار مي‌شود. هرچند كه يك درهم صدقه، از يك روز روزه گرفتن بالاتر است.

لذا نيت خير يعني اين كه شخصي انتظار بازگشت پول يا سرمايه خود را نداشته باشد و اصل صندوق را تشكيل مي‌دهد و به اين جهت چه مؤسسين و چه قرض‌ گيرندگان، اصطلاح معروفي دارند كه قرض‌الحسنه را قرض‌ پس نده مي‌گويند!

وقتي صندوق شكل گرفت، هركس وام مي‌خواهد ديگر لازم نيست به اين و آن رو بياندازد كه آيا داشته باشد يا نداشته باشد؛ بدهد يا ندهد. بنابراين به صندوق رفته و در نوبت وام ثبت‌نام مي‌كند و با معرفي يك ضامن يا گذاشتن يك چك يا سفته وام مي‌گيرد و بعد به امان خدا! اگر دلش خواست اقساط را به موقع مي‌آورد يا همه را يك جا تسويه مي‌كند و يا اصلاً پيدايش نمي‌شود و كسي هم دنبال او نمي‌فرستند! بلكه خيرين جديدي جذب مي‌شوند و جاي اين قرض را پر مي‌كنند. به هر حال چون اغلب اين صندوق‌ها فاميلي يا همكارانه است، همديگر را خوب مي‌شناسند و وقتي كسي قسط را نياورد، مي‌دانند كه گرفتاري دارد يا بيكار است. به رويش نمي‌آورند و به اصطلاح قرآني، به حساب خدا مي‌گذارند و دو برابر آن را از طرف خدواند خواستار مي‌شوند. اما اين طور نيست كه بدهكار هم واقعاً همان طور كه نشان مي‌دهد، بي‌خيال باشد. او هم مي‌رود و پيدايش نمي‌شود تا روزي كه دست و بالش باز شود. آن زمان خودش مي‌شود مؤسس يك صندوق قرض‌الحسنه جديد و زير پر و بال چند جوان را مي‌گيرد.

وام دو طرفه از نظر قرض‌الحسنه، دست‌مايه يا وام كسب ‌و كار است. يعني شخصي كه وام مي‌دهد، نرخ ثابتي از سود را نمي‌خواهد، بلكه پول خود را به مشاركت با كارگر يا اجير مي‌گذارد و معمولاً سود، 50% است. يعني 50% سود حاصله براي كارگر و 50% براي سپرده‌گذار است كه البته اين، هم در سود است و هم در زيان. لذا هيچ گاه دچار بحران نمي‌شود. رييس كل بانك مركزي در سمينار بانكداري اسلامي اين نكته را بسيار برجسته اعلام كرد و دليل نجات اقتصاد ايران در بحران اقتصادي فعلي را همين مورد ذكر كرد. ايشان گفتند كه بانكداري غربي به علت اين كه نرخ ثابت سود ولو حداقل آن را بايد بپردازد،  هميشه بدهكار است و دچار بحران مي‌شود. اما در بانكداري اسلامي كه بر مبناي مشاركت است، اين فشار وجود ندارد. اگر بانك زيان كرد، زيان را تقسيم مي‌كند و اگر هم سود كرد، سود را تقسيم مي‌كند و لذا هيچ بحراني در پي ندارد. وي خاطرنشان كرده است كه اخيراً كشورهاي اروپايي هم درخواست آموزش بانكداري اسلامي كرده‌اند. در كشورهاي اسلامي مانند كشورهاي عربي يا آسياي شرقي از همان ابتدا، بانكداري اسلامي را از ايران ياد گرفتند و عمل كردند، ولي اروپا و آمريكا كه به آن به ديده شك مي‌نگريستند، اكنون در بحران ورشكستگي بانك‌هاي خودشان، محتاج آموزش بانكداري مشاركتي يا اسلامي شده‌اند. روش‌هاي جذب نقدينگي و توزيع مجدد آن در وام‌هاي دو طرفه، بسيار طبيعي و عادي و قابل قبول همگان است. در حالي كه اين روش در بانكداري غربي بسيار پيچيده و دور از ذهن است. يعني تا كسي دكتري اقتصاد و فاينانس Finance و مديريت مالي نداشته باشد، سر از كار بانك‌ها در نمي‌آورد و تخصص در امر بانكداري، سال‌ها تحصيل را طلب مي‌كند و همين امر اعتماد مردم به بانك‌ها را تضعيف مي‌كند. زيرا يك سرمايه‌دار جزء با خود مي‌گويد كه چرا بايد پول بي زبان را دست يك آدم با زبان بدهد كه از كارها و نحوه محاسبات او سر در نمي‌آورد؟ و چرا بايد براي سود درآوردن از چند درصد سود مختصر، مبالغ هنگفتي هزينه مشاوره، كارگزاري و مطالعات ميداني بدهد؟ در حالي كه قرض‌الحسنه‌ي دو طرفه، با كارگر مستقيماً در ارتباط است.

 

سود مورد انتظار

سود مورد انتظار در سيتم بانكداري غربي داراي پيچيدگي‌هاي بسيار است و خروجي آن با هم تفاوت مي‌كند. در ابتداي سرمايه‌گذاري براي جذب مشتري، نرخ سود مورد انتظار بسيار بالا محاسبه شده، ولي در موقع پرداخت بسيار كم *****مي‌شود! مثلاً بنا بر ادعاي اقتصاددانان غربي، سود 5/2 درصدي بانك‌ها هم شامل نرخ بهره‌ است، هم تورم و هم سود مورد انتظار! يعني يك سرمايه‌گذار يا سپرده‌گذار در شرايط عادي، انتظاري از سپرده خود ندارد و اگر هم داشته باشد، يك تا دو درصد است! كه بانك‌ها تفضّل مي‌كنند و افتخار مي‌دهند و 5/2 درصد پرداخت مي‌كنند. اما در ايران، اقتصاددانان مي‌گويند كه سود مورد انتظار بايد بالاتر از نرخ تورم باشد. اگر نرخ تورم 25% است، سود مورد انتظار 50% بايد باشد. زيرا 25% آن تورم را خنثي مي‌كند. يعني ارزش پول را حفظ مي‌كند، لذا سود محسوب نمي‌شود و 25%  را هم شخصي كه پول مي‌آورد، بايد ببرد! و بانك‌ها هم كه عامل اجراي اين سودآوري هستند، خودشان هم سود مي‌خواهند و لذا اگر 25% هم براي بانك‌ها در نظر بگيريم، هر سرمايه‌گذاري بايد 75% عايدي داشته باشد تا سهم هر ‌يك از عوامل، منصفانه پرداخت شود.

اما اقتصاددانان و سرمايه‌گذاران از اين هم بالاتر مي‌گويند. آن‌ها مي‌گويند در ايران سرمايه‌گذاري امنيت ندارد. لذا ما بايد يك ساله يا حداكثر دو ساله، بار خود را ببنديم! مثلاً اگر A ريال وام گرفته‌اند تا سرمايه‌گذاري كنند يا بايد جريمه و ديركرد و نرخ بهره، سود و هزينه‌هاي بانكي را بابت اصل وام پس بدهند و يا اگر سود‌ آوري مي‌خواهند، در پايان سال اول يا دوم، تمام و كمال دريافت كنند و لذا نرخ ريسك هم به بهره اضافه مي‌شود. اين يك طرف قضيه است و طرف ديگر آن است كه برخي‌، ساعتي يا روزانه حساب مي‌كنند. لذا تنها راه باقي مانده براي جبران اين نرخ‌ها، قاچاق فروشي، دزدي يا اختلاس مي‌شود كه تمام عمر يا قسمتي از زندگي شخص را در يك طرف ترازو قرار مي‌دهد. نقشه‌هاي فراوان دزدي، غارت، اختلاس، رشوه و امثال آن براي اين است كه ذهن شخص با ارقام نجومي درگير است؛ توهمات ناشي از خسارت‌هاي متعدد، بهره، ريسك، تورم، سود و ... شخص را دچار اختلال در عمل كرده و او را به سوي سود آوري‌هاي غير قانوني سوق مي‌دهد.

اقتصاد سالم و اقتصاد بيمار را بايد از همين راه شناخت. اقتصاد سالم، مردمي سالم بار مي‌آورد و اقتصاد بيمار، مردمي بيمار. وقتي مردم به كار و كسب علاقه پيدا كردند و زندگي و درآمد خود را از راه حلال و شرافتمندانه تأمين كردند، اين اقتصاد سالم است، والّا اگر در راه قاچاق، دزدي، سرقت، ارتشاء و اختلاس افتادند، اين اقتصاد بيمار است. ممكن است نمودهاي ظاهري يا تبليغي، اين امر را برعكس نشان دهد، ولي آمارها چنين حقيقتي را نمي‌توانند كتمان كنند. وقتي بالاترين سود و معاملات در تجارت جهاني از فروش اسلحه يا مواد مخدر يا اعضاي بدن است، چگونه مي‌توان ادعا كرد كه اقتصاد، سالم است؟ وقتي بالاترين رقم كاركرد بانك‌ها از پولشويي است، چگونه مي‌توان گفت بانك‌ها سالم هستند؟ شاخص‌ترين عامل بانكداري غرب، بانك‌هاي سوييس هستند و ثروتمندترين و با ثبات‌ترين زندگي‌ها در اين كشور كوچك است. ولي اين كشور تنها كشوري است كه اسرار حساب‌هاي بانكي را نگاه‌ مي‌دارد و اين يعني اينكه پولشويي به طور كامل انجام مي‌شود. در هر كشوري هر ثروتمندي كه نمي‌خواهد ماليات بدهد يا پول او مشخص شود، يا اين كه راه براي فرارش آماده شود، پول‌هاي خود را در حساب‌هاي بانكي سوييس واريز مي‌كند. اين يعني يك جزيره براي دزدان.

البته ممكن است غرب به آن افتخار كند.،همان طور كه به همه كارهاي خود افتخار مي‌كند. ولي ماهيت امر چيزي را تغيير نمي‌دهد. دزدان دريايي سومالي هم به دزدي دريايي خود افتخار مي‌كنند . آمريكا هم به كشتار مردم در ناكازاكي يا هيروشيما يا افغانستان و عراق افتخار مي‌كند. اصلاً مگر مي‌شود كار خلاف را بدون افتخار انجام داد؟ كسي كه دزدي مي‌كند، مي‌گويد كه مي‌خواهم شكم زن و بچه‌ام را سير كنم! كسي كه آدم مي‌كشد، مي‌گويد كه از خودم دفاع كردم و اگر اين توجيهات نبود كه كار خلافي صورت نمي‌گرفت. اما وقتي آب‌ها از آسياب بيافتد و آن شرايط جو زدگي از بين برود و گرد و غبارها بنشيند، معلوم مي‌شود كه چه كسي دزد بوده و چه كسي كار كرده است. كشتار مردم فرانسه يا روسيه توسط هيتلر تا قبل از سقوط او يك امر قهرمانانه بود. اما بعد از سقوط هيتلر، درست برعكس شد. هنوز هم بعد از 60 سال كسي جرأت پيوستن به حزب نازي يا آوردن نام هيتلر را ندارد.

سيد احمد حسيني ماهيني

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 9:44  توسط سید احمد حسینی   | 

افتخاری که به اتهام تبدیل شد

 

تادیروز مبارزه با ولایت فقیه یک افتخار برای آقایان اصلاحاتچی مخصوصا بهزاد کمونیست بود ولی حالا که سردار جعفری آنها را رو کرده اصلاحیون می گویند وی باید این اتهام را ثابت کند! عجب آنوقت می گویند کسانی که داخل زندان هستند به زور از حرفشان برگشتند شما که زندان نیستید وروزنامه دستتان است چرا دیگر از حرفهای گذشته خودتان عدول کردید وآنرا یک اتهام میدانید! یعنی واقعا شما طرفدار ولایت فقیه هستید واینهمه با آن دشمنی می کنید؟

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 13:49  توسط سید احمد حسینی   | 

اشتباه دکتر بهمني

دکتر بهمني مي گويد که  نرخ بهره بايد ازنرخ تورم  بيشتر باشد! والان نرخ تورم 21.5 درصد است يعني بهره بايد بالاتر از اين باشد البته ايشان مي گويد نرخ ريسک وسود مورد انتظار هم بايد در نرخ بهره منظور شود . ريسک درايران بالاي 50 درصد وسود مورد انتظار هم بيش از صد در صد است يعني يک سرمايه گذار دوست دارد تمام سرمايه اش طي يکسال برگرد زيرا احتمال خطر ونابودي سرمايه اش بيش از 50درصد است  لذا بايد نرخ بهره به 175 درصد افزايش يابد!

 ثانيا  اين امر باعث مي شود تا پولهاي سرگردان  از سرمايه گذاري بسوي پس اندازها رفته وتوليد متوقف شود

 ثالثا در کشورهايي که بهره 2.5 درصد است  ايا معني اش اين است که مردم هيچ سودي انتظار ندارند ونرخ تورم صفر است وريسک هم وجود ندارد؟ متاسفم که غرب با اينهمه ورشکستگي براي آقايان هنوز بهشت موعود است

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 10:1  توسط سید احمد حسینی   | 

جومونگ وتعدد زوجات

جومونگ با اینکه مسلمان نیست ولی احکام اسلام را مو به مو اجرا می کند از بخشش در کمال قدرت گرفته تا آرامش در کنار دو زن برعکس صدا وسیمای ما که ظاهرا مسلمان است وهمیشه هوو ها را دشمن هم نشان می دهد وآنرا امری وحشتناک معرفی می کند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 9:53  توسط سید احمد حسینی   | 

كارچاق‌كني؛

كارچاق‌كني؛

اشتغال كاذب يا تير خلاص اقتصاد؟

يكي از مشاغل پر سود و منفعت، شغلي به نام كار‌قاچاق‌كني است. گذر همه ما به اين عناصر افتاده است. اينان از قدرت روانشناسي بسيار بالا و ضريب هوشي خوبي برخوردارند. از قيافه شما مي‌خوانند كه مشكلي داريد و مانند رمال‌ها چند كلمه مبهم به كار مي‌برند. ناگهان سر درد دل شما باز مي‌شود و مشكل خود را مي‌گوييد. آن‌ها به همان سرعت كه حرف شما را مي‌شنوند، راه‌حل آن را تمام و كمال عرضه مي‌دارند و خود را تنها كسي مي‌دانند كه قادر است اين كار را انجام دهد و در يك ثانيه، پسرخاله رييس‌جمهور يا پسردايي رییس قوه‌قضاييه مي‌شوند. برخي هم عكس‌هايي مشترك با آقايان را هميشه همراه دارند و شما متوجه مي‌شويد با كسي روبه‌رو هستيد كه همه دنيا مطيع او هستند! فرض كنيد شما يك سرباز داريد؛ قول معافيت، قول انتقال به تهران از جمله راه‌هاي پيشنهادي آنان است. به هر حال، هر كسي يك مشكلي دارد: يكي مدرك مي‌خواهد، ولي به دست نمي‌آورد، يكي شغل نياز دارد و يكي هم ممكن است، شغل داشته باشد ولي خواستار درآمدهاي كلان و وام‌هاي بزرگ ميلياردي باشد. همه‌ي اين‌ها ‌مسائلي است كه مورد توجه كارچاق‌كن‌ها است و البته هركدام از آن‌ها تخصصي‌تر باشند، بهتر عمل مي‌كنند ولي اگر عمومي باشند، مي‌توانند در همه جا حضور داشته باشند. ابزار مورد نياز يك كارچاق‌كن، بسيار كم و ارزان است: يك زبان چرخنده! و يك فيلم و كاغذ و البته اگر چند عكس يا كارت در جيب خود داشته باشند، بهتر است. كارچاق‌كن حتي احتياجي به دفتر يا اتاق و تلفن ندارد. مي‌تواند همه دفاتر و يا اتاق‌ها و تلفن‌ها را به نام خودش معرفي كند. از شما دعوت مي‌كند براي جلسه گذاشتن به يك دفتر شيك در بالاي شهر برويد. كافي است يك ساعت يا چند دقيقه زودتر برسيد؛ آن‌گاه مي‌فهميد كسي آن‌ها را نمي‌شناسد! ولي اگر ديرتر برسيد، او به عنوان دوست يا مهمان مي‌آيد و با صاحب ملك آنجا صحبت مي‌كند و مي‌گويد كه من با دوستم اينجا قرار ملاقات دارم! و از او اجازه ميگيرد تا پشت ميز بنشيند و با شما قرارداد امضاء كند. به قول يكي از معلمان ما، اگر مي‌خواهيد در همه شهرها، خانه داشته باشد، مغازه داشته باشيد، يك راهش اين است كه آن‌ها را بخريد، ولي اين بسيار دست‌نيافتني و مشكل است. اما راه آسان‌تر اين است كه در هر شهر يا خيابان يا محله، يك دوست داشته باشيد! اخلاق خوش شما باعث مي‌شود كه دوست شما، خانه و مغازه را در اختيار شما بگذارد و شما همه جا، هم صاحب‌ خانه مي‌شويد، هم صاحب مغازه. كار‌قاچاق‌كن هم از اين نكته استفاده مي‌كند. لذا مي‌بينيم به راحتي نزد رييس ديوان عالي كشور، دفتر رياست‌‌جمهوري و بسياري از مكان‌ها كه براي برخي‌ رؤياست، مي‌رود. زيرا او به رمز و راز دوستي پي برده و كافي است با رييس دفتر يا آبدارچي يك اداره، دوست شود. به راحتي مي‌تواند رفت‌ و ‌آمد كند. برخي كار‌چاق‌كن‌ها فراتر از دوستي، به شراكت هم روي مي‌آورند. مثلاً با يك آبدارچي يا رييس دفتر به توافق مي‌رسند كه هركس را آوردند و مدتي در آنجا پذيرايي شد، مبلغي پول يا هديه‌اي به آبدارچي بدهند.

البه غير از هبه يا هديه، عده‌اي بالاتر هم مي‌روند! آن‌ها پيشنهاد رشوه يا حق‌العمل هم مي‌دهند. اختلاس و ارتشاء در اول كار بسيار ساده و شيرين است؛ وقتي شما مسؤول يك اداره هستيد، پول زيادي در اختيار شماست. اما شما تصور مي‌كنيد كه اين پول براي خود شماست و آن را خرج مي‌كنيد، زيرا حداكثر اين است كه اگر از خود شما خواستند، عين پول را جايش مي‌گذاريد و يا اگر نداشتيد، از حقوق شما كسر مي‌شود. اما بعداً شما مي‌بينيد حقوق شما كفايت نمي‌دهد. از اين‌ زمان، توجيه شروع مي‌شود: هزينه‌هاي خود را به عنوان هزينه‌هاي اداري جا مي‌زنيد، اياب و ذهاب، نهار خوردن در زمان مأموريت، دعوت از مهمان‌ها، پذيرايي از آن‌ها و هزينه سفر، كم‌كم در ارقام هزينه دولتي يا شركتي وارد مي‌شود. كار به جايي مي‌رسد كه از شركت بهينه‌سازي مصرف يا دانشگاه آزاد اسلامي، مبالغ هنگفتي به خارج از آن منتقل مي‌شود و يا شبيه اين كارها كه در همه جا انجام مي‌شود.

 

كارچاق‌كن‌ها داراي انواع مختلفي هستند!

كارچاق‌كن‌ها به وسعت بشري قابل تقسيم هستند و حداقل آن به شرح زير است:

1.  كارچاق‌كن‌هاي قانوني و غير قانوني

2.  كارچاق‌كن‌هاي عمومي و خصوصي

3.  كارچاق‌كن‌هاي اطو كشيده و ساده

4.  كارچاق‌كن‌هاي ميلياردي و ارزان‌قيمت

به طور مثال برخي از كارچاق‌كن‌ها فقط دنبال ارقام نجومي هستند. آن‌ها مي‌گويند كه ما مي‌توانيم وام ميلياردي جور ‌كنيم و 10% يا 5% آن را كار‌مزد مي‌گيريم!

طرف كارخانه دارد، ولي نقدينگي ندارد. اينان با آشنايي مختصر با روش‌هاي بانكداري، براساس سند او ميلياردها ريال وام مي‌گيرند و كارخانه‌دار هم خوشحال كه توانسته نقدينگي به دست آورد. اما اين عمل چند نكته دارد: اول اين‌كه معمولاً اين وام‌ها جور نمي‌شود ولي حق‌العمل‌ها پرداخت مي‌شود! يعني شخصي كه كارچاق‌كن است، با چرب‌زباني در ابتداي كار مبلغ كلاني مي‌گيرد و خرج مي‌كند و رسيد هم نمي‌دهد. وقتي وام جور نشد، باز تقاضاي مبلغ بيش‌تري مي‌كند. وام‌گيرنده از آن امتناع مي‌كند و كار در همانجا مي‌ماند! و چون رسيد هم نيست، اين پول حيف و ميل مي‌شود.

در بسياري از مواقع هم اسناد، گروكشي مي‌شود و اگر چنانچه كار به جاهاي باريك بكشد، ناگهان شخص كارچاق‌كن نيست و نابود مي‌شود و هرچه به دنبالش مي‌روند، پيدايش نمي‌كنند. به هر حال وام، در يكي از پروسه‌ها متوقف مي‌شود.

عده‌اي هم كارچاق‌كن قانوني هستند. يعني مي‌گويند كه زنداني‌ها را آزاد مي‌كنند و يا املاك را مسترد مي‌كنند. اين امر به خصوص بعد از انقلاب اسلامي بسيار شايع شد. بسياري از افراد، در دوران انقلاب اسلامي ترسيدند و فرار كردند و اموال خود را رها نمودند، عده‌اي هم اعدام شدند و اموالشان مصادره شد يا محكوم شدند. لذا تعدادي از اعضاي دادستاني يا دادگاه‌ها به فكر افتادند از اين موضوع استفاده كنند و اغلب هم به نتيجه مي‌رسيدند. يعني اموالي كه به موجب قانون مصادره مي‌شد، توسط كارچاق‌كن‌ها به صاحبانش برگردانده مي‌شد و يا خيلي از كساني كه به دليل مواد‌مخدر دستگير مي‌شدند، شبانه با پول و وعده و وعيد اين كارچاق‌كن‌ها آزاد مي‌شدند. حتي كار به جايي مي‌رسيد كه عده‌اي را مخصوصاً زنداني و تهديد به مصادره اموال مي‌كردند تا بتوانند مانع اين كار شوند و پولي از ثروتمندان بگيرند!

بسياري از بازنشستگان و اخراجي دادگاه‌ها يا ادارات دولتي، تجربيات خود را به ميدان آوردند تا تخلفات قانوني را بپوشانند و خود را صاحب ملك و املاك مي‌كردند. در همين جريانات اخير، شاهد خواهيم بود كه همه چيز معكوس شود! يعني به مرور به جايي برسد كه به جاي محاكمه اغتشاشگران، كم‌كم شاهد محاكمه كساني خواهيم شد كه نظم و امنيت را برقرار كردند و معروف است كه مي‌گويند: انقلاب، فرزند‌خور است؛ يعني بعد از مدتي، انقلاب، خود شروع به محاكمه و از بين بردن كساني مي‌كند كه انقلاب را ايجاد كردند. حال چه بهانه‌اي براي اين كار است، اين بهانه‌ها مختلف خواهد بود.

كارچاق‌كن‌هاي اطو كشيده و ساده هم يكي از طبقات ديگر اينها هستند. عده‌اي در هوا يا سرپايي به كار شريف كارچاق‌كني مي‌پردازند تا در صورت نياز، فوري گم و گور شوند. ولي عده‌اي داراي دستك و دنبك هستند. بهترين دفاتر در بهترين مكان‌ها را خريداري و بالاترين امكانات اداري را در اختيار مي‌گيرند و متخصص‌ترين مشاوران را استخدام مي‌كنند و داراي عوامل بسياري در همه جا هستند. اينها را اطو كشيده مي‌‌گويند. زيرا به قول يكي از ديالوگ‌هاي سريالي، آدم بايد كار كثيف را هم تميز انجام دهد! وقتي كسي وارد اتاقي بزرگ با مشاوران زياد و تحصيلكرده مي‌شود، حاضر است مبالغ بيش‌تري بپردازد و بالاخره عده‌اي از كارچاق‌كن‌ها خصوصي هستند. يعني براي همه، كار نمي‌كنند! فقط به پروژه‌هاي اختصاصي مي‌پردازند و در بقيه موارد مثل مردم معمولي هستند. يعني برعكس، همه جا اعلام مي‌كنند و در همه زمينه‌ها وارد مي‌شوند و نسخه مي‌پيچند.

 

راه‌حل و روش مبارزه با كارچاق‌كني

مي‌توان با ايجاد اشتغال مولد، شفاف‌سازي، تسويه اطرافيان متقلب و مجازات عمومي آنان با اين روش اشتغال كاذب مبارزه كرد. ولي مهم‌تر از همه ايجاد تقوي در مردم است. مردم بايد به اين نتيجه برسند كه روزي خود، ديگران را به زحمت بياندازند.

البته طبع بشر مانند طبع گربه است. اگر يك تكه گوشت تميز به گربه بدهند، آن را به خاك مي‌مالد و بعد مي‌خورد. انسان هم پول حلال از گلويش پايين نمي‌رود. بايد به طريقي آن را كثيف و خاك‌آلود كند تا به او بچسبد!

خودش مي‌داند كه در انتهاي كار، هيچ چيزي نيست؛ ولي خود را فريب مي‌دهد. مي‌گويند، روزي حضرت علي (ع) اسب خود را به يك تيماردار سپرد، تا كاري را انجام بدهد و برگردد (به قول امروزي‌ها به پاركبان داد تا پارك كند). وقتي برگشت، ديد كه لگام اسبش نيست و از پاركبان هم خبري نيست. ناچار اسب را برد تا برايش لگام بخرد. چند قدم آن طرف‌تر، لگام اسب خود را در دست يك فروشنده ديد (مال خر) و از او به يك درهم خريد و بعد فرمود: سبحان‌ا...، حق اين يك دينار را قصد داشتم مستقيماً به وي بدهم، ولي او اين راه ناصواب را انتخاب كرد. هر كارچاق‌كني هم مي‌داند در آخر همه‌ي اين ارقام نجومي، تنها مي‌تواند يك لقمه نان با يك شكم سير غذا بخورد و بقيه را يا بايد براي وراث باقي بگذارد يا خرج بيماري‌ها، مواد مخدر و امثال آن نمايد. به هر حال هيچ كس از پول حرام به جايي نمي‌رسد. شفاف‌سازي، بسياري از كارچاق‌كني‌ها را از بين مي‌برد. مثلاً تمام روزنامه‌ها پر است از بنگاه‌ها يا خط تلفن‌هايي كه وام، خريد و فروش مي‌كنند؛ در حالي كه رييس كل بانك مركزي مي‌گويد كه اين امر، ممنوع است. اما آن‌ها مي‌گويند وام، جنبه مالكيت دارد و مي‌توانيم آن را خريد و فروش نماييم! عده‌اي پول دارند و در بانك مسكن وديعه مي‌گذارند. وام براي آن‌ها تهيه مي‌شود، اما خودشان لازم ندارند و بابت اين مدت انتظار، مبلغي دريافت مي‌كنند و آن را به ديگري واگذار مي‌كنند! يا مثلاً رييس كل بانك مركزي مي‌گويد كه ما به ايران‌خودرو وام نمي‌دهيم؛ زيرا اين كارخانه‌دار به جاي مصرف وام در توليد، آن را سهام مي‌خرد يا بانك پارسيان را ايجاد مي‌كند! اگر ايران‌خودرو، سهام خود را بفروشد يا بانك پارسيان را واگذار كند، به همان اندازه‌ي هزار ميليارد تومان وام درخواستي، پول خواهد داشت! و اين نشان مي‌دهد كه وام‌گيرندگان هم به جاي توليد به كار سرمايه‌گذاري و كارچاق‌كني مي پردازند! دكتر بهمني مي‌گويد: وقتي در اروپا، بهره و سپرده، 4% يا در ژاپن، 5/2% است، يعني سود مورد انتظار سرمايه‌گذار، ريسك سرمايه‌گذاري و تورم در آن ديده شده است. در حالي كه سود مورد انتظار در ايران، بالاي 50% است؛ يعني همه كساني كه وام مي‌گيرند يا سرمايه‌گذاري مي‌كنند، انتظار دارند يك ساله يا دو ساله، تمام سرمايه خود را دو برابر كنند و وام را پس بدهند و معادل آن، براي خود سود ايجاد كنند. اين است كه تورم به وجود مي‌آيد. بنابراين اگر سود مورد انتظار يك درصد باشد، همه چيز ارزان مي‌شود.

                                                                                               سيد احمد حسيني ماهيني  

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 9:2  توسط سید احمد حسینی   | 

اموال ملک فهد به ایران تعلق دارد

با اموال ایران درعربستان شیعیان عربستان ویمن وسراسر کشور کشته می شوند! برابر اعلام یک مهندس ایرانی که هتل فهد را ساخته وسنگهای انرا از اصفهان برده وخودش هم نجف ابادی است همه اموال مخصوصا هتل فهد متعلق به ایران است وسالهاست که حکومت وهابی عربستان با اخذ پولهای کلان از زایران ایرانی وسرقت زیر زمینی نفت آنها را صرف مبارزه با شیعه می کند ...
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 9:2  توسط سید احمد حسینی   | 

دفع الوقت قاضی القضات

با اینکه میتوانند چهار تن از سران اشوبگر از جمله مهدی هاشمی محمد خاتمی میرحسین موسوی ومهدی کروبی را حداقل بعنوان شاهد ومطلع وکسانیکه در پرونده ها نام آنها ذکر شده واز آنها در صداوسیماهم نامبرده شده به دادگاه اخضار نمایند ولی معلوم نیست چرا این کاررا نمی کنند ایا این قاضی القضات هم مانند قاضی القضات قبلی خود اصلاح طلب است؟
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 16:42  توسط سید احمد حسینی   | 

عدم اعتبار کارتهای خبرنگاری

به اطلاع میرساند با توجه به تغییرات بوجود آمده هرنوع کارت خبرنگاری هفته نامه ماهین یا خبرگزاری ماهین نیوز از درجه اعتبار ساقط است

دارندگان کارت هرچه سریعتر برای تمدید آن به مدیر مسئول مراجعه نمایند

+ نوشته شده در  جمعه ششم شهریور 1388ساعت 10:48  توسط سید احمد حسینی   | 

خانه ورزشکاران ایران

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 12:31  توسط سید احمد حسینی   |