تبليغاتX
ماهین نیوز

ماهین نیوز

اخبار تحلیلی

شهيد چمران؛ بنيان‌گذار خود‌‌اتكايي

شهيد چمران؛ بنيان‌گذار خود‌‌اتكايي

خود‌اتكايي صنعتي، تفكري نبود كه تازه مطرح شده باشد و يا گفته افراد جديدي باشد؛ از ابتداي تاريخ هم، همه اقوام به‌دنبال آن بودند كه همه چيز را خود توليد كنند.

اين امر مخصوصاً در ايجاد جنگ‌ها و زمان برخورد‌ها بسيار مهم‌تر مي‌شد؛ مخصوصاً صنايع نظامي يا دفاعي و جنگي بود كه بر مهم بودن اين امر تاكيد داشت.

از روزي كه مثلاً يك قوم يا قبيله، به سلاح يا وسيله‌اي دست مي‌يافت، بقيه كشور‌ها هم سعي داشتند رمز توليد آن را فرا گيرند و براي اين كار، هزينه‌هاي زيادي هم پرداخت مي‌كردند. وقتي چيني‌ها باروت را اختراع كردند و تفنگ كم‌كم جاي شمشير را مي‌گرفت، نهضت مهمي در جهان به نام «مردانگي» به‌وجود آمد. در ايران باباشملها وداش مشديها  به‌وجود آمدند، در ژاپن سامورايي‌ها و در اروپا، دن‌كيشوت‌ها بودند! فرهنگ آنها، اهميت دادن به شمشير به جاي تفنگ بود. آنها استفاده از تفنگ كه از راه دور افراد را مي‌كشت را نامردي مي‌دانستند و كشته شدن با قمه يا شمشير را مردانگي مي‌شمردند! اما اين فرهنگ تا موقعي بود كه خود‌اتكا نشده بودند، به محض اينكه فرهنگ استفاده از تفنگ براي اين كشور‌ها بومي مي‌شد، ديگر اثري از اين مردانگي‌ها و شعار‌هاي مردانه نبود. يعني مي‌توان گفت؛ توجيه عدم توانايي و دسترسي به فن‌آوري توليد، به اين شكل فرافكني مي‌شد و به محض دسترسي به اين سلاح‌ها، قوم «دليران» به مسخره گرفته مي‌شد و فرهنگ آنان پايان يافته تلقي مي‌شد.

در ايران نيز قوميت‌گرايي، تقريباً از زمان صفويه شروع شد و دليل آن، دستيابي صفويه به سلاح‌هاي آتشين بود؛ در حالي‌كه قوميت‌ها به چنين توانايي دست نيافته بودند؛ لذا با اينكه ظاهراً تابع دولت مركزي بودند؛ ولي هميشه به دنبال دست يافتن به سلاح آتشين بودند. شايد بتوان گفت اقوام به درجه‌اي از آگاهي رسيده بودند كه سلاح آتشين را ناموس خود مي‌شمردند تا هركس به اهميت يادگيري و كار با آن پي ببرد. حماسه‌هاي فراواني در اين زمينه خلق شد و مي‌شود؛ گرچه اكنون اين حماسه‌ها، افسانه به نظر مي‌رسد، اما به هر حال، اهميت خود‌كفايي را نشان مي‌دهد. امروزه ممكن است اين روش‌ها قديمي باشد، لذا  از روش‌هاي جديدي استفاده مي‌شود. البته يكي از روش‌ها، اعطاي علم از سوي كشور‌هاي پيشرفته است؛ اما كشور‌هاي پيشرفته به رسالت خود عمل نكردند و آنچه را كه كشور‌هاي توسعه‌نيافته لازم داشتند، به آنها ندادند. دكتر چمران وقتي اين موضوع را ديد، از دانشگاه به كلي بريد و به لبنان رفت و هنرستان صنعتي ايجاد كرد و همه علوم و دانش خود را در اختيار شيعيان جنوب لبنان گذاشت كه نتيجه آن، موشك‌هاي دور‌برد امروز حزب‌الله لبنان است كه به‌سوي اسراييل شليك مي‌شود. وي سپس به ايران آمد و تجربيات كامل خود را در اختيار ارتش و سپاه قرار داد كه امروز ما آن را در ماهواره اميد مشاهده مي‌كنيم. البته اين ذوق شهيد چمران از كودكي با او بود. وي كه نزد پدرش در سر‌پولك تهران كار مي‌كرد؛ مي‌ديد كه پدرش براي تهيه يك قطعه كوچك دستگاه بافندگي اش كه ساخت آلمان بود ، چه جا‌هايي كه نمي‌رود، لذا آن را طراحي و ساخت و از راه فروش آن، درآمد بالايي را كسب كرد. اين بود كه شيريني خودكفايي وخود اتكايي صنعتي را از كودكي ونوجواني تجربه كرد. واين شيريني را به ملتهاي ستمديده جهان اهدا نمود

سيد احمد حسيني ماهيني

+ نوشته شده در  شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 9:13  توسط ماهینی   | 

تحريم پخش بازيهاي جام جهاني

با توجه به اينكه مشخص بود كه بازي عربستان با كره شمالي فقط به قصد حذف ايران كار شد ودر تمامي مراحل فوتبال جام جهاني اين مشخص است لذا پيشنهاد مي شود پخش مسابقات آن كاملا تحريم ويا بسيار محدود شود

+ نوشته شده در  شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 8:55  توسط ماهینی   | 

شهرداري مسئول بازسازي همه خرابيهاست !

شهردار تهران كه به حساب خود زيركانه همه امكانات دولتي وشهري را دراختيار سبزها گذاشته بود واز طريق مترو واتوبوس به حمل ونقل اردوكشي  هاي خياباني  كمك مي كرد حالا دندش نرم تمام باز سازيها را از جيب خود كند!

+ نوشته شده در  شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 8:53  توسط ماهینی   | 

فقط آفتابه دزدي قابل اثبات است

در مسايل مالي اثبات فساد بسيار مشكل است  مثلا كسانيكه اطلاعات به دشمن مي فروشند ويا رانت خواري مي كنند ويا با استفاده از سوابق انقلابي خود ويا قدرت خود مسر دستيابي به ثروتهاي كلان را آسا ن مي كنند چطور قابل پيگيري واثبات هستند؟اگر فايزه هاشمي دختر آقاي هاشمي نبود ميتوانست هرروز در يك كشور باشد وچك ميلياردي براي خريد مانتو براي ستاد موسوي بكشد؟  واكر كورد تاييد پدرش نبود چرا انكار نشد وبرائت نجست؟ البته اگر آفتابه دزدي كند ميتوان آفتابه را بعنوان سند جرم به پرونده الصاق كرد. اما فسا مالي بالذات وبالعرض قابل اثبات نيتس آنهم در دادگاه ! ذاتا فساد مالي ناشي از قدرت است ولذا تا كسي قدرت نداشته باشد حريفان را از راه بدر نمي تواند بكند وبالعرض وقتي قدرت دارد كسي نميتواند برعليه او ادعايي كند ويا اگر ادعا كند نميتواند ثابت كند چون قدرت او نمي گذارد!

+ نوشته شده در  شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 8:49  توسط ماهینی   | 

اخلاق انتخاباتی

سخن اولمناقصه و مزایده

اخلاق انتخاباتي

واي بر هر عيب‌جوي طعنه زن... اين اولين آيه از سوره مباركه همزه است... آيه‌اي كه در عين كوتاهي يادآور يكي از مسؤوليت‌هاي بسيار مهم ما انسان‌هاي مسلمان، در برابر ساير مسلمانان است. چند روزي بيش به برگزاري انتخابات دهم رياست جمهوري نمانده و بي‌گمان همه كانديدا‌هاي محترم، سعي در كسب وجهه بيشتر براي جمع‌آوري آراء هستند تا بتوانند با پيروزي بر ساير رقباي خود، سكان اداره كشور را براي چهار سال آينده در دست گيرند.

تا اينجاي صحبت ما كه البته حاوي مطالب جديدي هم نبود؛ همه مي‌دانيم و مي‌دانستيم... اما آنچه كه باعث شد تا اين مطلب را مطرح كنيم، تأكيد بر همين موضوعات به ظاهر تكراري است؛ چرا كه گاه فراموش مي‌كنيم كه اصل چيست، چه بايد بكنيم و چه رسالتي بر دوش ما قرار داده شده است. قطعاً يك كانديداي رياست جمهوري و البته افرادي كه در ستاد‌هاي تبليغاتي او مشغول به كار هستند، الفباي تبليغات را مي‌دانند و بي‌شك بر اين موضوع هم واقف هستند كه چنان‌چه فقط از خود و از نكات مثبت كانديداي محبو‌ب‌شان سخن بگويند و بنويسند، تأثيري عميق‌تر خواهد داشت، تا اين‌كه بخواهند با سياه‌نمايي عليه ديگران به جمع‌آوري رأي بپردازند. با اين‌كه در چند دوره انتخابات گذشته نيز بار‌ها كانديدا‌هاي محترم رياست جمهوري، مجلس و يا‌...، بي‌محابا بر رقيب تاخته، از پرداختن به امور شخصيه و خصوصي و خانوادگي آنها ابايي نداشته‌اند و بارها هم چه از ناحيه‌ي افكار عمومي و چه از ناحيه روزنامه‌نگارن و اهالي رسانه‌هاي جمعي مورد سؤال قرار گرفته‌اند، باز هم در اين چند روزه مي‌بينيم كه اين قصه همچنان ادامه دارد. رعايت «اخلاق انتخاباتي» را در كتاب‌هاي تعليمات اجتماعي به دانش‌آموزان سوم راهنمايي كه هنوز وارد عرصه‌ي اجتماع نشده‌اند، بارها گوشزد مي‌كنيم و خود از آن غافليم. یك كانديداي رياست جمهوري كه خود از افراد رده بالاي كشور محسوب مي‌شود و البته از رجال سياسي؛ لازم است بداند كه چنانچه به اين مسؤوليت خطير گماشته شد، بزرگ‌ترین وظیفه‌ي او و مسؤولان نظام، امانت‌داری آنان است و شرط اول امانت‌داری، صداقت. در رسوایی اخلاقی آقای بیل كلینتون آنچه در نهایت از جانب مردم آمریكا مورد اشكال بيشتر بود و غیر قابل گذشت تلقی شد؛ نه رابطه‌ي غیر اخلاقی ريیس‌جمهورشان، بلكه دروغگویی وی بود. خوب است از زبان شادروان آیت‌الله بهجت، بشنويم كه ریشه این بد رفتاری‌های انتخاباتی چیست؟؟ همه‌ي رذائل اخلاقی، از ضعف در معرفت خداوند متعال پدید می‌آیند؛ و آنها را اُنس ِ به اُنس گیرنده‌ی اُنس گیرندگان، در عبادت، دفع و رفع می‌نماید. اگر انسان دریابد که خداوند متعال، همیشه و در همه حال، از هر زیبایی زیباتر است، از اُنس به او هرگز جدا نخواهد شد. كه اگر چنين شود، ديگر شنيدن خبر بمب‌گذاري به ستاد انتخاباتي فلان كانديدا، پاره كردن پوسترهاي تبليغاتي، هتك حرمت كانديداها، زير سؤال بردن خدمات و تلاش‌هاي قبلي، دادن نسبت شيفتگي براي رسيدن به قدرت و... مطمئناً در ميان نخواهد بود و شاهد انتخاباتي خواهيم بود كه كانديداهاي محترم، فقط و فقط به تشريح برنامه‌هاي خود پرداخته و با توضيح اين برنامه‌ها مردم را به رأي دادن به خود ترغيب مي‌نمايند. حركاتي كه در بالا ذكر آن رفت، جز ايجاد ناامیدی از فضای پرنشاط انتخاباتی پیش رو و ايجاد فضای رعب و وحشت، هيچ دست‌آورد ديگري نخواهد داشت... ناگفته پيداست كه گاه افرادي كه درصدد بر هم زدن آرامش اجتماعي هستند؛ با اندك اختلاف در ميان كانديداها سعي در گرفتن ماهي از آب گل‌آلود مي‌نمايند كه قطعاً مورد تأييد هيچكس نيست. دوستي مي‌گفت: چرا تیشه به ریشه نظام می‌زنند؟ چرا اکثرنامزدهای انتخاباتی برای رسیدن به قدرت از هر گونه حرف و عملی فروگذار نمی‌کنند؟ آیا شماها خود را واقعا شیعه علی می‌نامید؟ وقتی منِ معتقد با اینگونه حرف‌ها پایم برای شرکت در انتخابات سست می‌شود، از سایرین چه انتظاری خواهد رفت؟ آیا شایسته شیعه علی (ع) و سرباز امام زمان (عج) است اینگونه صحبت کردن؟ جز بدبین کردن مردم به نظام و شاد کردن دل دشمنان نظام چه سود دیگری مي‌بريم؟! آیا خدای متعال راضی است؟ ... در انتها يادآوري اين نكته هم خالي از لطف نيست كه دنيا با اين انتخابات و با اين چهار سال مسؤوليت به پايان نمي‌رسد؛ پس كاري نكنيم كه بعدها روي نگاه كردن به هم را نيز نداشته باشيم
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 9:6  توسط ماهینی   | 

شبهای موسوی !

در گذشته عطری ساخته میشد بنام شبهای مسکو! ودلیل آت این بود که شبهای مسکومخصوصا در زمستانها تا ۲۲ ساعت بطول می انجامید ومردم مسکو ویا کشورهای اسکاندیناوی ویا الاسکا مجبور هستند ساعتهای زیادی را بدون خورشید بگذرانند در دوران انتخابات موسوی باعث شده بود کوتاهترین شبهای تهران به بلند ترین شبها تبدیل شود وعده ای به این شب بازیها معتاد شوند با اینکه معلوم گردید پشت پرده تمام این صحنه ها عروس سکس از شیوخ عربستان سعودی می باشد وفایزه میدان گزدان آن است تا چشم روشنی به خواستگار شیخ نشینش بدهد ولی باز یک عده ای ساده لوح هنوز بدنبال نسیم وطعم شبهای موسوی هستند!

البته كسانيكه ميلياردها دلار وتومان خرج كرده وتمام رسانه هاي جهاني را بكار گرفته بودند تا در انتخابات پيروز شوند تودهني ملت به آنان حسابي آنها را عصباني كرده  است . اما جالب است بدانيد عصبانيت آنها از راي آوردن ويا نياوردن نيست ! آنها دنبال هزينه هاي ميلياردي خودشان است كه ملت بازرنگي تمام برايشان خرج تراشيد! مانتوها را گرفتند ولي بعد از انتخابات مي پوشند وبعد هم به امام حماعتها مراجعه مي كنند كه آيا نماز خواندن با آن اشكال ندارد! ويا بجاي اينكه بروند در امامزاده وشال سبز يا مچ بند بگيرند رايگان از سر كوچه دريافت مي كردند. البته نه اينكه امامزاده جديدي پيدا شده باشد ولي بهرخال حرمت امامزاده به متولي آن است .

حالا اين متوليان هرچه مي گردند دراين چاه ويل يك ريال هم پيدانمي كنند واين امامزاده ضفا نداد كه هيچ كور هم مي كند! فايزه كه جديدا در آمريكا خواستگار چهارمي از شاهزاده هاي سعودي پيدا كرده خيلي صعي كرد مانع انتشار برخي اخبار شود ولي ديگر كارد به استخوانش رسيد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 8:59  توسط ماهینی   | 

راه نجات اقتصاد اروپا ( در حاشيه دعوت ايران به نشست جي هشت )

راه نجات اقتصاد اروپا ( در حاشيه دعوت ايران به نشست جي هشت )

اقتصاد بحران‌زده غرب، يعني اروپا و آمريكا در تمامي جهان سرمايه‌داري، اثرات عميقي بر جاي گذاشته است؛ به طوري‌كه مجمع اقتصادي كشور‌هاي G8 در اروپا، با پيش‌بيني مايوس‌كننده افزايش بيكاري در غرب به كار خود پايان داد. اين مجمع كه در ميان تظاهرات مخالفان، به سرعت  جلسات خود را خاتمه داد، هيچ افق روشني را براي غرب و اقتصاد بحران‌زده آن پيشنهاد نكرد و اين نا‌اميدي سال‌ها است كه بر اين جمع كشور‌هاي صنعتي سايه افكنده است و به نظر نمي‌رسد راه‌حلي براي آن قابل پيش‌بيني باشد؛ لذا اروپا و غرب در بن‌بست اقتصاد سرمايه‌داري كاملاً مات شده و راه‌نجاتي نمي‌يابند! اما اين‌طور هم نيست كه دنيا به آخر رسيده باشد و همه چيز در حال از دست رفتن باشد، دنيا بدون غرب و سيستم سرمايه‌داري آن هم قابل ادامه است؛ چنان‌چه قبل از سرمايه‌داري هم بوده است، بعد از آن هم خواهد بود. مرگ سيستم، به معني مرگ انسان‌ها و تمدن‌ها و نسل‌ها نيست. مرگ سيستم، فقط توليد سيستم جديد است.

امروزه ما شاهد مرگ سرمايه‌داري و به بن‌بست رسيدن سرمايه‌داران، ورشكست شدن آنها و نابودي شركت‌هاي چند‌مليتي و بزرگ آنها هستيم؛ ولي اين دقيقاً به معني تمام شدن همه چيز نيست.

دلايل روشني وجود دارد كه جامعه جهاني در حال تعويض و گذار است؛ نه در حال مرگ و نابودي.

يكي از دلايل آن، اين است كه چند كشور به معني تمام جهان نيستند. در مسئله هسته‌اي ايران شاهد بوديم كه 3 يا 6 كشور غربي خود را معادل همه جهان مي‌دانستند و در ادبيات خود هرگز فراموش نمي‌كردند كه به غير از آنها، كس ديگري هم باشد.

و ايران توانست اين توهم آنان را در هم بشكند و ديديم كه با هسته‌اي شدن ايران، هيچ چيز تغييري نكرد . جهان نه تنها نابود نشد؛ بلكه همچنان در حال ادامه زندگي است.

امروزه نيز راه‌نجات غرب و اروپا همين است كه آنها دست از خود‌محوري و خود‌پرستي و خود‌بزرگ‌بيني بردارند. دنيا بدون آنها هم مي‌تواند اداره شود و مردم بدون سيستم سرمايه‌داري هم مي‌توانند زندگي كنند.

و نه تنها از اين امر ناراحت نيستند، كه بسيار خوشحال هم هستند. امروزه فقر و گرسنگي در غرب زياد‌تر از گذشته نيست، فقط آشكار‌تر در آن است؛ زيرا در گذشته مانع از بروز آن بودند، ولي اكنون قادر به آن كار نيستند.

شفافيت در غرب

امروزه آنچه از بيكاري، فقر و فساد و فحشاء در آمريكا صحبت مي‌شود، هيچ امر جديدي نيست، بلكه در گذشته بيشتر هم بوده است. اما فرق امروز با روز‌هاي قبل آن است كه رسانه‌ها، در تبليغات خود فقط به طبقه ثروتمند مي‌پرداختند.

فيلم‌هاي سينمايي، سريال‌هاي تلويزيوني در والت‌ديسني يا هاليوود، فقط وظيفه داشتند زندگي ثروتمندان را به تصوير بكشند و مردم فقط در فيلم‌ها و خبر‌هاي تلويزيوني با چهره‌هايي آرايش‌كرده و اطوكشيده رو‌به‌رو بودند؛ اما امروزه سينماي مستعد، جريان آزاد اطلاعات را به وجود‌ آورده و سينماگران و نويسنگان، فقط به خوشبخت‌ها فكر نمي‌كنند، بلكه از مردم عادي هم گزارش تهيه مي‌كنند و در واقع، آنها را مي‌بينند. به عبارت اقتصادي، آمار فقر تغييري نكرده، بلكه روشن‌تر و شفاف‌تر شده است. نوان‌خانه‌ها كه مردم فقير براي تغذيه به آنجا مي‌روند، مراكزي نيستند كه يك روزه به وجود آمده باشند، بلكه از قبل بوده‌اند، ولي مورد غفلت واقع مي‌شدند.

امروزه هم كه نوان‌خانه‌ها هستند، به همان روش قبل به پذيرش گرسنگان اقدام مي‌كنند و بودجه آنها هم كاملاً تامين مي‌شود؛ يعني روند تغييري ندارد، بلكه راديو و تلويزيونو مطبوعات بيشتر به آن توجه مي‌كنند! مثال: از وقتي كسي يك لباس يا وسيله‌‌اي مي‌خرد، چون به ديگران هم توجه مي‌كند، فكر مي‌كند همه به خاطر او اين لباس يا وسيله را خريده‌اند! در حالي‌كه اين لباس يا وسيله استفاده مي‌شده است، ولي او توجه نداشته است.

دليل اقتصادي اين امر آن است كه سرمايه‌داري در بطن خود، نياز به فقرا، بيكاران و‌... دارد؛ زيرا تئوري حقوق و دستمزد بيان مي‌دارد كه بايد در رقابت كامل دستمزد‌ها تعيين شود. اگر بيكاري وجود نداشته باشد، تقاضايي هم براي كار وجود ندارد و لذا دستمزدي هم تعيين نخواهد شد. وجود فقر نيز جزء چرخه زندگي سرمايه‌داري است؛ زيرا درك ثروت در مقابل فقر امكان‌پذير است. اگر همه ثروتمند باشند، درك ثروت، مفهومي ندارد و ارزشي هم به حساب نمي‌آيد؛ مثلاً اگر همه آدم‌ها خودرو داشته باشند، بي‌خودرو بودن، مفهومي ندارد و خودرو داشتن هم حرفي و ارزشي محسوب نمي‌شود؛ مانند هوا كه در همه جا در دسترس است، قيمي ندارد. فقط وقتي در حال خفه شدن باشيم، ارزش هوا را مي‌فهميم و فساد و فحشاء هم همين‌طور، ذاتي نظام سرمايه‌داري است؛ زيرا ثروت ثروتمندان هم از فروش لوازم و اسباب فساد و فحشاء به‌دست مي‌آيد؛ زيرا پر‌سود‌ترين تجارت‌ها، تجارت مواد مخدر، اسلحه و مشروبات است. سيگار و ديگر مواد دخاني هم با اين‌كه گفته مي‌شود مضر است، ولي در نوبت خود بالا‌ترين فروش و سود‌آوري را دارد و سرمايه‌داري كه به دنبال سود است، ناچار است مردم را فقير، فاسد و نا‌درست بخواهد.

راه‌حل ايراني براي غرب

از اينجا مشخص مي‌شود كه اگر غرب به دنبال تجارت خود است، بايد راه جديدي را بپيمايد. اين راه جديد، راهي است كه اسلام و انقلاب اسلامي جلوي پاي آنها مي‌گذارد و آن دوري از فقر و فحشاء و فساد است. عدالت و اجراي آن مي‌تواند راه بسيار خوبي براي نجات اروپا باشد؛ يعني آمريكا و اروپا بايد به عدالت و برابري انسان‌ها اعتقاد پيدا كنند. آنها بايد از اعتقاد به دو‌بخشي جامعه دست بردارند؛ زيرا آنها تصور مي‌كنند جامعه داراي دو گروه يا دو طبقه است؛ طبقه‌اي ثروتمند و طبقه‌اي فقير. از ديدگاه آنان، طبقه سرمايه‌دار، افراد فعال، كوشا و با‌هوش هستند و برعكس طبقه فقير، افرادي تنبل، نا‌مرتب و كم‌هوش و استعداد هستند. دليل بهره‌مندي ثروتمندان هم همين است. عدالت حكم مي‌كند كه همه در برابر قانون برابر باشند؛ فقير و غني، يكسان از امكانات برخوردار شوند و طبقه ممتاز يا گروه خاص يا ويژه وجود نداشته باشد. اين امر در جريان بازرگاني، مالي و بانك‌داري هم بايد رعايت شود. جرايان اطلاعات بايد برابر و شرايط براي همه يكسان باشد؛ نه آنكه عده‌اي اطلاعات محرمانه در اختيار داشته باشند و در معاملات، سود‌هاي كلان ببرند و عده‌اي كه به اطلاعات دسترسي ندارند، خريد سهام يا اوراق بها‌دار و يا سرمايه‌گذاري آنان كاملاً غير‌قابل پيش‌بيني و داراي ريسك و خطر زياد باشند. علت رونق بورس در ايران، همين نكته است در ايران كه در سال‌هاي گذشته از روش‌هاي مالي و بانك‌داري غربي استفاده مي‌كردند؛ دائماً با رانت‌هاي اطلاعاتي، حباب ايجاد مي‌كردند و اشخاصي كه به اطلاعات دسترسي نداشتند، اقدام به خريد سهام مي‌كردند و بعد، يك شبه متضرر مي‌شدند و از دور رقابت‌هاي خارج مي‌شدند؛ اما با دخالت مجلس و تصويب قانون بورس، توانست سازمان‌دهي جديد و واقعي در بورس ايجاد كند و اكنون ما شاهد هستيم بورس ايران ارتقاء يافته و داراي ارزش‌هاي سرمايه‌اي بيشتري شده است و شركت‌هاي بيشتري در بورس پذيرفته شدند و اصل 44 به اين روند كمك‌هاي شاياني كرده است و اين در حالي است كه اروپا و غرب، در بازار‌هاي پولي و مالي خود و بورس اوراق بهادار همچنان راه بورس‌بازي و حباب‌سازي و استفاده از رانت‌هاي اطلاعاتي را دنبال مي‌كنند.

متخصصان مالي در غرب، فرمول‌هاي بسيار پيچيده‌اي براي بازار بورس و اوراق بها‌دار مي‌دهند كه به جز خودشان كس ديگري آن را نمي‌فهمد؛ لذا جداول و تابلو هاي بورس براي مردم عادي كه خريداران اصلي هستند، كاملاً نا‌مفهوم است و متخصصان از اين جهالت مردم و اطلاعات خود سوء‌استفاده كرده و زمينه ورشكستگي مردم را فراهم مي‌كنند و اين همان استفاده از رانت اطلاعاتي در اين زمينه است.

عدالت نه تنها بازار بورس و اوراق بها‌دار را پر‌رونق مي‌كند؛ بلكه بازار سرمايه و پولي و مالي را هم به توليد و افزايش ثروت سمت و سوق مي‌دهد.

در نظام بانك‌داري غربي، همه چيز بر مبناي بهره و ربا و نزول‌خواري است. و اين راه حل مورد قبول نظام اسلامي و قانون قرآني نيست. غرب هم بايد به اين باور برسد كه سود فقط در مقابل كار است و حتي اگر سرمايه‌اي به كار گرفته نشد نبايد بهره به آن تعلق بگيرد. قبول اين امر يعني مشاركت واقعي بين سرمايه و كار و تركيب مناسب آن، چيزي كه در اسلام به معني مضاربه معروف شده است؛ جهت‌دهي به ثروت براي افزايش آن در اثر كار و تلاش است؛ اما سيستم نزول‌خواري به كار و تلاش اهميتي نداده؛ بلكه فقط بر مبناي ثروت و سرمايه حركت مي‌كند؛ يعني اگر كسي از بانك پولي را قرض كند يا وام بگيرد، بانك‌داري پيش از آنكه به فكر توليد باشد، به فكر باز پس گرفتن وجوه خود، آن هم با نرخ بهره، يعني اصل و فرع مي‌باشد.

در تفكر غربي اين مهم نيست كه شخص براي چه چيزي وام مي‌گيرد؛ بلكه اين مهم است كه بتواند پول را پس بدهد، آن هم با نرخ بيشتر و اين ماهيت ربا‌خواري يا نزول‌خواري سيستم پولي و بانكي غرب است؛ گرچه غرب از اين سيستم كه قبلاً توسط يهودي‌ها انجام مي‌شد، ناراحت بودند؛ ولي چون راه مقابله آن را نمي‌دانستند و يا اگر مي‌شنيدند باور نمي‌كردند و قبول نداشتند؛ لذا به همان راه يهودي‌ها يا صهيونيست‌ها كشيده شدند و به ناچار به همان بن‌بست آنان رسيدند.

مخالفين اقتصاد اسلامي حتي در داخل ايران هم راهي جز اين ندارند كه به بن‌بست كشيده شوند و ايران را هم در مسيري قرار دهند كه به امروز اروپا و غرب برسد؛ يعني خيلي شجاعت به خرج دهند و سيستم مالي غرب را پياده كنند، نهايت آن وضع فعلي بحران آنان است. در واقع ما مي‌توانيم با روش و ابزار مالي و پولي آمريكا حركت كنيم، ولي به بحراني كه آمريكا دچار شده است، گرفتار نشويم؛ زيرا سيستم سرمايه‌داري غرب، يك شعار نيست، بلكه يك بسته عملكردي است و نمي‌توان به اين بسته يا اين نسخه عمل كرد و انتظاري غير از آن داشت.

مفهوم عكس آن، اين است كه اگر آمريكا و اروپا هم مي‌خواهند از بحران نجات پيدا كنند، معقول نيست كه به همان راه خود ادامه دهند و بايد راه را عوض كنند. راهي كه تا‌كنون سرمايه‌داري غرب طي كرده، نتيجه‌اش اين بحران است و اگر مي‌خواهند به بحران خاتمه داده شود، عوض كردن راه است و راه پيشنهادي ايران، عدالت است كه در نظام مالي به ربا‌خواري پايان مي‌دهد و در نظام ارزشي به فساد و فحشاء و امور حرام و مكاسب محرمه و كار‌هاي حرام نقطه پايان مي‌گذارد؛ يعني با حذف ربا و فساد از اقتصاد و انجام و قبول عدالت و شرافت‌كاري، مي‌توانند از اين بحران خارج شوند. البته اگر سردمداران غرب اين امر را نپذيرند، تاريخ و زمان، خود اين كار را خواهد كرد.

سيد احمد حسيني ماهيني

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 9:26  توسط ماهینی   | 

خواسته هاي غير مدني با شعارهاي مدني !

اولين شعار مدني اعمال حاكميت اكثريت است ولي آقايان كه از وال ميدانستند در اقليت خواهند بود حالا با زور چماق وتخريب وكشتار آمده اند تا اقليت را جاكم كنند!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 8:50  توسط ماهینی   | 

تمام آرا باطله حوزه هاي خبرگان تعلق به احمدي ن‍ژاد دارد

زيرا در تهران واستانهاي يي كه خبرگان يا ديگر انتخابات برگزار ميشد معمولا طرفداران موسوي در آن شركت نمي كردند وطرفداران احمدي نژاد هم كه شركت مي كردند گاه اشتباه مي ريختند لذا بايد شوراي نگهبان بداند كه هم ارا خيرگان وهم ارا احمدي نژاد كه اشتباها ريخته شده نبايد باطل اعلام شود وبه سرجاي خود برگردد دراين صورت حتي در استان اذر بايجان غربي يا سيستان وبلوجستان يا حتي شهر اردبيل ما شاهد عدالت خواهيم بود 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 8:48  توسط ماهینی   | 

رييس مجلس هم آب به اسياب دشمن مي ريزد!

وي كه در دوران انتخابات به ستاد موسوي رفت وآمد داشته اخير ا مدعي شد كه بايد از وزير كشور در خصوص حوادث كوي دانشگاه سوال شود وباب سلسله سوالات را از وزرا از سر بگيرند! ودوره جديد تشنج را از خيابانها به مجلس هم بكشانند!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 8:42  توسط ماهینی   | 

اگر موسوی راس فتنه نیست اعلام برائت کند

اینکه هوای موسوی را دارند یا در مورد او دچار توهم شده اند بدانند که او از اول خلین بوده است وحالا هم اگر راست می گوید وخاین نیست چرا از آشوبگران اعلام برائت نمی کند. این پیشکش تاز ه آنها را تحریک هم می کند!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 15:33  توسط ماهینی   | 

تئوري‌هاي نوين سرمايه‌گذاري (321)

سرمايه‌گذاري (Investing) يكي از فعاليت‌هاي اصلي هر انساني است؛ زيرا كه انسان تمايل دارد ثروت خود را افزايش دهد. اين افزايش ثروت چه در ماديات و چه معنويات فرقي ندارد؛ يعني در هيچ جايي تمام‌شدني نيست: «منهومان لايشبعان، طالب‌العلم و طالب‌الدنيا»، دو گروه، گرسنه هستند كه هرگز سيري ندارند، طالب دنيا و طالب علم؛ يعني افزايش ثروت علمي يا ثروت مادي را محدوديتي نيست كه شخصي از افزايش آن هراس داشته باشد؛ بلكه برعكس انسان از كاهش ثروت خود ابراز نگراني دارد. مسأله خساست يا خسيس بودن افراد، از همين احساس نشأت مي‌گيرد؛ چراكه انسان‌ها، اموال يا ثروت را جزيي از خود و وجود خود مي‌دانند و هرگاه كاهش يابد، مانند اين است كه قطعه‌اي از بدن او را جدا كرده‌اند و اين احساس بشري، در همه زمان‌ها و مكان‌ها يكنواخت است؛ يعني همان‌طور كه انسان فرزند خود را دوست دارد، توليدات و ثروت‌هاي خود را چه به‌صورت مادي يا معنوي دوست دارد، زيرا آن را جزيي از خود احساس مي‌كنند. نويسنده‌اي كه مقاله‌اي را مي‌نويسد، مانند كفاشي كه با دست كفش مي‌دوزد يا معماري كه يك خانه مي‌سازد، رابطه و احساس‌شان يكسان است. برجسته شدن اين احساس در مواقعي كه تضاد رابطه وجود دارد، بسيار روشن مي‌شود: فرض كنيد پدري هم فرزند دارد و هم ماشين، تا موقعي‌كه فرزندش به ماشين ضربه‌اي نزده است، هر دو را دوست دارد، ولي اگر احياناً يكي از آن دو به ديگري ضربه‌اي بزند، در اين حالت دچار تضاد يا دوگانگي مي‌شود و حداقل آن با كتك زدن يكي از آنها خود را نشان مي‌دهد؛ مثلاً وقتي دست بچه‌اش لاي در مي‌ماند، ماشين را كتك مي‌زند تا خشم خود را نشان دهد و برعكس موقعي كه فرزندش شيشه ماشين را مي‌شكند، كتك مي‌خورد! اين نوع عكس‌العمل انسان در همه موارد است. يعني شادي دوستي فرزند، محصول، بسياري از مشكلات بشري را مي‌سازد و بهره‌كشي از همين‌جا آغاز مي‌‌شود. بهره‌كشي يعني اين‌كه براي افزايش ثروت خود، محصولات ديگر را از آن خود دانستن انسان بر اثر شدت دوست داشتن فرزندانش ممكن است حتي دست به دزدي هم بزند تا ثروت خود را افزايش دهد.

تفاوت سرمايه‌گذاري و سرقت

افزايش ثروت انسان به هر قيمت را نمي‌توان سرمايه‌گذاري نام نهاد؛ زيرا ممكن است اين افزايش محصول ديگران باشد؛ لذا اينجا بحث مالكيت مطرح مي‌شود. انسان وقتي مي‌تواند سرمايه‌گذاري خود را صحيح بداند كه تمام عوامل توليد ثروت يا محصول متعلق به خودش باشد؛ اگر اين‌طور نباشد، بايد سهم عوامل توليد را بپردازد و اين باعث كاهش ثروت او مي‌شود و اين كاهش ثروت همين‌طور كه اعلام شد، باعث رنجش شخصي مي‌شود و لذا اشخاصي كه تمايل به كاهش ثروت ندارند، از دادن سهم عوامل توليد خودداري مي‌كنند. شاخص‌ترين نمونه، پرداخت ماليات است. سرمايه‌گذاري، محيط اجتماعي امن و باصرفه مي‌خواهد و دولت‌ها وظيفه ايجاد چنين فضاي مطمئن را بر عهده دارند و در مقابل، سهمي از عوامل توليد هر محصول را به خود اختصاص مي‌دهند؛ اما سرمايه‌گذار در اين حالت‌ها دچار تضاد مي‌شود؛ يعني از يك طرف نياز به امنيت سرمايه‌گذاري او را به سوي دولت جذب مي‌كند و از سوي ديگر، كاهش ثروتش از طريق پرداخت ماليات او را از دولت دور مي‌كند؛ لذا سرمايه‌دار دو وجهه دارد: دوست‌دار دولت و مخالت دولت، تا موقعي‌كه امنيت تأمين باشد، حاضر نيست ماليات خود را پرداخت نمايد؛ لذا اين قسمت كه به عنوان ماليات است اگر پرداخت نشود، سهم عامل توليد پرداخت نشده است و اين عدم پرداخت سرقت محسوب مي‌شود. سرقت يعني تخصيص سهم عوامل توليد به خود يا نپرداختن سهم آنان يا برداشتن سهم توليدي كه تعلق به او ندارد؛ لذا سرمايه‌گذاري برخلاف اعلام غرب، شديداً با اخلاق و ارزش‌ها درگير است و بايد حلال و حرام را رعايت كند و يك سرمايه‌گذاري با سود مشروع باشد؛ در غير اين صورت، ما شاهد خواهيم بود سرمايه‌داران بسيار ثروتمند و كارگران بسيار فقير دو طبقه متفاوت به‌وجود مي‌آيد و اين اختلاف طبقاتي هر روز بيشتر مي‌شود؛ زيرا ثروتي كه سرمايه‌دار اندوخته است، حاصل دسترنج خودش نبوده، بلكه سهم ديگران بوده است كه براي خود برداشته است.

سهم عوامل توليد ثروت

سرمايه‌گذاري مجموعه عملكرد‌هاي پيچيده و عوامل توليد ثروت هستند كه در نهايت باعث افزايش آن مي‌شوند. ابتدا افزايش واقعي نيست، بلكه جمع جديدي از موجودي‌هاي قبلي است، مانند يك ساختمان كه از مصالح مختلف موجود در جا‌‌هاي ديگر ايجاد مي‌شود؛ يعني معمار سفارش خريد آجر را از كارخانه آجر‌پزي و سفارش ميل‌گرد را از آهن‌فروشان و سفارش ماسه را از معادن ماسه مي‌گيرد و آنها را در يك جا گرد آورده، با طرح خود روي هم مي‌چيند و در نهايت يك ساختمان ساخته مي‌شود. اين ساختمان، يك سرمايه است، افزايش ثروت است و در نتيجه قدرت و ثروت يك شخص را كه مالك آن است، بالا مي‌برد.
لذا در تجزيه و تحليل سرمايه‌گذاري هم بايد نقش عوامل تركيبي آن به خوبي شناخته شود؛ البته در دنياي سرمايه‌داري، اين تجزيه و تحليل‌ها مهم نيست؛ مردم در واقع از دزدي بدشان مي‌آيد، ولي به آثار آن احترام مي‌گذارند. معني اين حرف آن است كه آنها در تجزيه و تحليل داده‌ها و ستاده‌ها اشتباه مي‌كند. داده‌هاي يك سرمايه‌گذار ممكن است همه آن چيزي نباشد كه ستاده‌هاي آن هستند. در واقع ممكن است داده‌هاي ديگران باشد، ولي ستاده‌ها را خود بگيرد. مثلاً كارگر كار مي‌كند؛ دستمزد او روزانه 8 هزار تومان است، ولي او 5 هزار تومان مي‌دهد. اين تفاوت حقوق در واقع سرقت سهم كارگر در سرمايه است و البته توجيه اين امر، بسيار ساده است. ممكن است آن را زرنگي يا با‌هوش بودن معني كرد؛ مثلاً وقتي توليد محصول شما 100 تومان مي‌ارزد، شما بتوانيد آن را 120 تومان بفروشيد. اين در واقع سرقت كردن از مصرف‌كننده است، اما هيچ‌كس اين گران‌فروشي را سرقت يا دزدي نمي‌داند، بلكه اغلب مردم آن را يك نوع شيرين‌زباني، چرب‌زباني يا زرنگي محسوب مي‌كنند و به همين شكل وقتي زير پاي شما يك دستگاه بنز آخرين مدل باشد، معمولاً از كسي نمي‌پرسد از كجا آورده‌اي، بلكه برعكس همه مي‌گويند خوش به حال او و اين است تجزيه و تحليل سهم عوامل در افزايش ثروت و سرمايه‌گذاري كاملاً لازم و يك كار ارزشي است تا حقوق مردم شناسايي و صيانت شود، نه آنكه هرچه دزديد يا مالكيت ديگران را براي خود برداشت، بدون سزا و پاسخ بماند.

حذف نقش زمان

در سرمايه‌گذاري به روش غربي، زمان نقش مهمي دارد. به محض اين‌كه مثلاً 100 تومان سرمايه‌گذاري شد، نرخ تورم و بهره در آن محاسبه مي‌شود و زمان، عامل مؤثري در كاهش يا ارزش آن است. به همين دليل ارزش فعلي Present valuue يا ارزش آتي Future value بسيار مهم است و تفاوت اين دو، نرخ بهره است. يعني به محض اين‌كه شما پولي را وام مي‌گيريد يا سرمايه‌گذاري مي‌كنيد، چرتكه انداخته مي‌شود و كيلو‌متر زده مي‌شود. اين 100 تومان شما با بهره 19 درصد بعد از يك‌سال مي‌شود 119 تومان و برعكس اگر 100 تومان را با 19 درصد وام بدهيد، بايد 81 تومان تحويل بگيريد! اين فرض بر اساس آن است كه زمان خود باعث افزايش ثروت مي‌شود و ثروت را كاهش مي‌دهد (نرخ تنزيل)؛ اما واقعيت اين است كه سرمايه چه در دست من باشد و چه در دست شما تا با عوامل ديگر تركيب نشود، تغييري نمي‌كند و اين مفهوم تفاوت ربا و بيع است كه خداوند فرمود: «احل‌الله البيع و حرم الربوا... خداوند سرمايه‌گذاري را حلال و نزول‌خواري را حرام كرده است» يعني سرمايه در دست هركس‌ باشد، فرق نمي‌كند و فقط بايد با آن كار كرد تا آن را افزايش داد؛ در حالي‌كه در سيستم مراجعه يا سيستم ربوي بانكي، به محض خروج پول از بانك به عنوان وام كنتور بهره شروع به كار مي‌كند؛ در حالي‌كه عقل سليم مي‌داند خروج پول از بانك ذاتاً سرمايه‌گذاري نيست و نبايد ملاك اخذ بهره و سود توسط بانك‌ها يا هر مؤسسه اعتباري ديگر شود. بنابراين عامل «زمان» منهاي عوامل ديگر هيچ نقشي در سرمايه‌گذاري اسلامي ندارد و اين تئوري اسلامي است كه مي‌گويد بهره براي پول حرام است. بهره فقط از طريق كار است و كار ممكن است يدي باشد يا معنوي باشد؛ مثلاً معلم كه درس مي‌دهد، كار يدي نمي‌كند، بلكه از فكر خودش استفاده مي‌كند؛ در حالي‌كه ممكن است كارگر يا كشاورز با كندن زمين يا بار زدن و غيره كار يدي انجام دهند. پس ثروت به خودي خود زياد نمي‌شود. زمان نقش تعيين‌كننده ندارد و فقط با كار كردن مي‌توان آن را زياد كرد و بهره و سود از آن به‌دست آورد.

اهميت انسان‌مداري

در سرمايه‌داري غرب و تئوري‌هاي آن، انسان همانند چوب و آجر و آهن، يكي از مصالح توليد ثروت با همان معيار‌هاي يك‌دست و همسان است؛ يعني بين انسان و حيوان و يا انسان و جمادات هيچ تفاوتي نيست. اولين تئوري‌پرداز بزرگ غرب، انسان را گوريل باهوش مي‌داند و در تئوري‌هاي پيشرفته آنان، حداكثر يكي از اجزاي سرمايه 5M محسوب مي‌شود: Material، Man! و...؛ يعني انسان هم‌رديف مواد و مصالح است با تمام مشخصات آن؛ در حالي‌كه در فرهنگ شرق اين برابري، بد‌‌ترين ناسزا محسوب مي‌شود. كافي است به يك نفر بگويند حيوان يا بگويند سنگ! اين بد‌ترين ناسزا‌ها است و در روايات ما مي‌خوانيم كه سنگ حجر‌الاسود كه در كعبه كار گذاشته شده است، از بهشت آمده و هنگامي كه به زمين افتاد تا ارتفاع و محدوده زيادي را نور‌افشاني كرده و در اثر حرارت زياد از دست دادن، سياه شده است و اين محدوده را حريم كعبه مي‌گويند. اما، امام جعفر صادق‌(ع) مي‌فرمايند: ارزش‌ يك مومن، بالا‌تر از اين سنگ است و اين معني اقتصادي و سرمايه‌گذاري نيز دارد: مي‌گويد اگر شما به دنبال زيارت حجر‌الاسود هستيد، كافي است قلب مؤمني را شاد كنيد و يا به او كمك فكري و مالي نماييد. طبيعي است اين همه ارزش دادن به انسان، نه به خاطر جسم و اعضاي بدن اوست، بلكه به خاطر عقلانيت و اراده اوست. هر چند جسم او نيز ارزشمند است. در حال حاضر در جهان، پر‌سود‌‌ترين عناصر و بالا‌ترين تجارت سودآور، تجارت اعضاي بدن انسان است. در همين كشور ما، يك عدد كليه انسان تا 20 ميليون تومان خريد و فروش مي‌شود، چه برسد به قلب، ريه يا كبد و حتي چشم او! يعني فقير‌ترين آدم‌ها در ايران، بالاي صد ميليون تومان ثروت دارند! و اهميت اين ثروت از ديد اولياي دين نيز غافل نمانده است؛ به همين جهت است كه خريد و فروش اعضاي بدن و حتي نبش قبر كردن يا مثله نمودن حرام است؛ زيرا بدن انسان ارزش دارد و نبايد به خاطر سرمايه‌گذاري از آن استفاده كرد. در حالي‌كه در فرهنگ سرمايه‌داري غربي با تمام اين شعار‌هايي كه به عنوان اومانيستي مي‌دهند، بدترين ظلم‌ها را به بشر در مقابل سرمايه وارد مي‌سازند و استثمار كارگران، جزء ذات سرمايه‌داري غرب است.

مالكيت از آن خداوند است

در تئوري‌هاي نوين سرمايه‌گذاري، همه به اين نتيجه رسيده‌اند كه سرمايه‌گذاران نبايد رابطه مستقيم با سرمايه داشته باشند؛ زيرا نابودي يكي ديگري را به دنبال دارد؛ اگر ثروتمندي بميرد، امكان اين‌كه فرزندان او بتوانند همان مسير را ادامه بدهند، در حد صفر است. معمولاً پس از مرگ سرمايه‌داران، سرمايه‌گذاري آنها هم نابود مي‌شود؛ مگر اين‌كه اين رابطه، قطع شود؛ لذا جديداً تئوري‌هاي شايسته‌سالاري مطرح شده است. شايسته‌سالاري يعني ارتباط مالكيت با مديريت بايد جدا باشد و كساني بايد مدير باشند كه بتواند سرمايه‌گذاري را حفظ نمايند و نسبت‌هاي فاميلي بايد از بين برود. اين تئوري بسيار ساده و روشن در قرآن بيان شده است: «لله ملكوت السماوات و الارض: همه مالكيت‌ها از آن خداست» معني سلبي اين جمله آن است كه هركسي مي‌توانند از اين ملك استفاده كند، ولي مالك آن نيستند و مسلم است استفاده از يك ملك به معني تخريب آن نيست و مالك از آن كسي بيشتر خوشحال مي‌شود كه ملك او را حفظ كند و آن را افزايش داده يا توانمند كند و براي نشان دادن توانمند‌سازي اشارات زيادي دارد كه در زمين بگرديد و ببينيد عاقبت كساني كه خود را مالك مي‌دانستند، به كجا رسيدند! مي‌فرمايد: «سيروا في الارض فانظروا كيف عاقبه الذين كذبوا بآيات الله» اما كساني‌كه به مالكيت اهميت نداده و بلكه بيشتر به مديريت پرداختند، از زمين خداوند گنج يافتند و ثروت‌هاي بي‌شمار به‌دست آوردند و چه ثروتي بالا‌تر از قلب انسان‌هاي با‌ايمان كه در تسخير انبياي الهي قرار گرفتند. نقل است كه مي‌گويند حوريان بهشتي آنقدر زيبا هستند كه تصورش در ذهن نمي‌گنجد؛ امام علي‌(ع) مي‌فرمايد: «اگر عطر يكي از اين حوريان بهشتي در اين دنيا بپيچد، تمام مردان دنيا از شوق مي‌ميرند؛ اما امتياز انسان از اين هم بالا‌تر است، زيرا نقل مي‌كنند اگر همسر انسان صالحه باشد، زيبايي او چندان خواهد بود كه تمام حوريان نزد او مانند عروسك‌هاي اين دنيايي به نظر مي‌رسند و اين عشق به خوبي‌ها بالا‌ترين سرمايه انسان‌ها است، زيرا در همين دنياي غرب هم ما مي‌بينيم با تمام تحقير‌هايي كه نسبت به انسان روا مي‌دارند، ولي عشق و دوستي و محبت را بالا‌ترين سرمايه مي‌دانند، فقط كافي است بدانيم تمام زحمت كشيدن‌ها و سرمايه‌اندوزي‌هاي سرمايه‌داران براي به‌دست آوردن محبت يك محبوب است؛ آنجا كه مي‌گويند در هر حادثه‌اي پاي يك زن در ميان است، يعني تمام فتوحات ناپلئون بناپارت فقط براي به‌دست آوردن يك قلب بوده است.

سيد احمد حسيني ماهيني

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 9:26  توسط ماهینی   | 

سازمان يا فرد؟

سخن اول



بسياري از احزاب، در غرب يا شرق و حتي در ايران، ادعا مي‌كنند كه بر اساس تشكيلات منسجم و برنامه مرتب و شعار واحد حركت مي‌كنند؛ اما واقعيت اين است كه احزاب هم مانند افراد عمل مي‌كنند و هر حزبي، قائم به شخصي است؛ اما گاهي اين شخص معروف و مشهور، يا به اصطلاح جلو‌دار است، ولي در بسياري از موارد پشت پرده عمل مي‌كند. تحليل احزاب ايران، به نحوي احزاب غربي را هم به ما نشان مي‌دهد؛

مثلاً يكي از احزاب كه اخيراً بسيار هم مورد توجه قرار گرفته است و ادعا مي‌كند 5 سال يا 4 سال است كه كار تشكيلاتي مي‌كند و با كپي‌برداري از غرب، مخصوصاً حزب دموكرات آمريكا، حتي شعار‌هاي انگليسي change را هم براي خود انتخاب نموده است. همه به طور واضح مي‌دانند كه قائم به شخص است؛ اگر بنيان‌گذار يا مؤسس و يا در واقع، مبلغ آن نباشد، حزب نيز از بين مي‌رود. «مهدي كروبي»، مي‌گويد حزب اعتماد ملي برنامه دارد؛ چهار سال است كه كارشناسان را استخدام كرده و سخنراني‌هاي دبير‌كل آن همه جا است؛ ولي همه مي‌دانيم انتخابات آن، فرمايشي بوده و اگر كس ديگري غير ازايشان انتخاب مي‌شد، حزب از بين مي‌رفت. احزاب ديگر ايران، مانند حزب مشاركت يا حتي حزب جمهوري اسلامي نيز بعد از انقلاب اسلامي، سرنوشتي بهتر از اين نداشتند، يعني قائم به شخص بودند و به محض رفتن يا از قدرت كناره‌گيري كردن شخص، از بين رفته‌اند. حزب جمهوري اسلامي، قائم به شهيد بهشتي بود و ايشان حزب را معبد مي‌دانست، ولي بعد از شهادت ايشان، بسيار كسان زحمت كشيدند، اما نتوانستند آن را به سرانجام برسانند و در نتيجه، حزب منحل شد. حزب مشاركت پس از ظهور آقاي خاتمي (برادر رييس‌جمهور) تشكيل شد و اكنون قادر به استفاده از مراكز دولتي و بيت‌المال نيست و قادر به ادامه حيات هم نيست. همه احزاب كوچك و بزرگ هم كه خود را به ثبت وزارت كشور رسانده‌اند، فقط هدف دريافت يارانه داشته‌اند؛ حزب مردم‌سالاري، از جمله احزابي است كه فقط با يارانه دولتي تأسيس و ادامه يافت و با قطع يارانه هم از بين رفت.

ناديده گرفتن حزب واقعي

علت مهم شكست احزاب در ايران، ناديده گرفتن حزب واقعي است. حزب‌الله به معني قرآني آن (نه به مفهوم جناحي)، در قرآن ثبت شده و 1400 سال عملكرد داشته است. از روزي كه در قرآن بيان شد كه حزب‌الله و حزب شيطان، دو حزب مخالف هستند، همه فلسفه‌هاي سياسي و تاريخي جهان قالب جديدي يافتند و گاه به دوگانه‌پرستي و يا دو‌زيستي رسيدند، زرتشت دين يگانه‌پرستي بود، ولي برخي زرتشتيان با درك نا‌درست از اين مفهوم قايل به دو خدا، يعني خداي شر و خداي خوبي‌ها شدند و يا داستان‌هاي بسياري بعد از قرون وسطي نوشته شد كه مي‌خواست مفاهيم نور و تاريكي، خوب و بد، خير و شر را در قالب حركت‌هاي مردمي و نهضت به‌وجود آورد. اين دوگانه‌پرستي در قرون معاصر، به شكل احزاب دو‌گانه در سراسر جهان مطرح شد. گاهي احزاب ريشه‌اي با هم مخالف بودند؛ مانند احزاب سرمايه‌داري و احزاب كمونيستي و گاه در اصول و مباني، مشترك بودند و در تاكتيك تفاوت داشتند؛ مانند احزاب جمهوري‌خواه و دموكرات؛ اما هرگز احزاب سوم و چهارم مورد توجه قرار نگرفتند. در آمريكا، حزب جمهوري‌خواه، حزب اصلي و حاكم است و حزب دموكرات، در واقع سوپاپ اطمينان سرمايه‌داري است؛ يعني هرگاه مردم از عملكرد احزاب جمهوري‌خواه ناراحت يا سرخورده شدند، حزب دموكرات روي كار مي‌آيد، ولي با همان اصول و مباني و در بسياري از موارد تاكتيك‌ها همان مي‌شود و فقط به دروغ، شعار‌هاي مخالف مي‌دهند تا رأي از دست نرود و اين نشان مي‌دهد كه در پشت اين دو حزب، يك كارگردان يا يك تفكر وجود دارد كه ظاهري و علني نيست و اين همان لابي صهيونيستي است؛ يعني گروهي كه جهان را متعلق به خود مي‌دانند و ثروت و اقتصاد جهان را در دست دارند. از هر دو حزب به يك ميزان حمايت مالي دارند و تنها برخي مواقع حزب دموكرات را بيشتر حمايت مي‌كنند تا بتوانند نظر مردم را منحرف كرده و آنان فكر كنند كه آزادي دارند.

سيد احمد حسيني ماهيني
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 9:25  توسط ماهینی   |